مغز

http://www.craphound.com/images/m-brain.jpg


با سلام به همه ی دوستان پست این دفعه درباره ی یکی از جااااالب ترین اعضای بدن یعنی مغز هستش:
مغز انسان حدود 1500 گرم وزن داشته كه كلاً داخل جمجمه قرار دارد .
مغز از قسمتهای زیر درست شده است :
1- نیم كره های مغز
2- تالاموس و عقده های عصبی قاعده ای
3- مغز میانی
4- پل دماغی
5- مخچه
6- بصل النخاع
نیم كره های مغز
نیم كره های مغز دو عدد بوده كه از نظر نردبان تكاملی جدیدترین قسمت مغز می باشند . آنها هدیه اصلی خداوند به انسان بوده و تكامل آن از پستانداران از حدود پنجاه میلیون سال پیش شروع شده و در انسان نماهائی مانند « استرالوپیتكوس» به اوج خود رسید (2 میلیون سال پیش ) .
اختصاص ترین صفت تكاملی ازدیاد تعداد یاخته های عصبی بوده كه پیشرفت شایان آن را در « هموهابیلیس» و « همواركتوس » می توان مشاهده كرد .دوران طلائی بزرگ شدن مغز در « نئاندرتال » « و هموساپینس» (حدود یكصد هزارسال پیش ) آغاز و به انسان ختم می شود .
بدون نیمكره های مخ ، انسان جاندار بی شعوری بیش نیست . تكوین شعور انسان عبارت بوده است از ازدیاد یاخته ها ( نتیجتاً اضافه شدن وزن مغز ) و ارتباطات آنها با یكدیگر برای بهتر شدن قدرت پردازش اطلاعات محیطی و درونی . در « مرگ مغزی » این قدرت از بین میرود چون كل ساختار مغز مضمحل می شود . در درون نیمكره ها حفره هایی پر از مایع نخاعی و جود دارند كه بطن ها نامیده می شوند . دو نیمكره توسط جسم پینه ای به هم متصل می باشند كه در حقیقت ارتباط اصلی نرونهای دو نیمكره با هم می باشند . قسمت های مختلف تشكیل دهندة نیمكره ها شامل قسمت های زیر است :
1- لوب پیشانی .
2- لوب آهیانه ای .
3- لوب پس سری .
4- لوب گیجگاهی .
5- لوب حاشیه ای .


http://www.alzheimer.ca/english/alzheimer_brain_mini_site/images/02a.jpg


لوب پیشانی
لوب پیشانی مهمترین قسمت تكامل یافتة مغز است . مخصوصاً در انسان و انسان نماها این قسمت فوق العاده وسعت پیدا كرده است . قسمتهای خلفی لوب پیشانی ویژة فرمانهای حركتی بوده و از هم گسیختگی نسج این قسمت باعث از كارافتادگی یك اندام می شود . تحریك هر قسمت از اندامها و سر بر روی مكان مخصوصی از این نوار باریك وجود دارد ، قسمتی از این ناحیه ، كه بین دو نیمكره وجود دارد، مختص حركات اندامهای تحتانی می باشد . درقسمت قدامی ناحیة حركتی سرو دست مركز كنترل حركات چشم وجود دارد .
در نیمكرة چپ ، مركز حركتی تكلم درلوب پیشانی می باشد . از هم پاشیدگی نسوج این ناحیه باعث گنگی شده و بیمار قادر به گفتار نیست .آنچه از لوب پیشانی باقی می ماند عبارتست از ناحیه ای كه در جلو قرار داشته و مركز شعور ، منطق ، تفكر و تا حدودی حافظه است . از بین رفتن این قسمت از مغز در دو طرف منجر به كم اهمیت دادن اصول اخلاقی شده و تصمیمات بیمار انفعالی می گردد . اگر آسیب بسیار شدید باشد خلاقیت حركات از بین رفته و ممكن است با حالت اغماء اشتباه شود . یكی از راههای درمان امراض روانی ، در ابتدای سدة حاضر ، عبارت بود از تخریب دو طرفة قسمتهای عمقی لوب های پیشانی و تبدیل بیمار به فردی كه از نظر اجتماعی بیشتر قابل تحمل باشد . متأسفانه اثرات سوء این عمل جراحی باعث شد كه بعداً كمتر مورد استفاده قرار گیرد .
لوب آهیانه ای
وظایف لوب های آهیانه ای در طرف راست و چپ تا حدودی با هم فرق می كنند . علاوه بر تشخیص محل درد ، گرما ، لمس و محسوسات عمقی در باریكة پشت شیار مركزی ، لب آهیانه ای در طرف راست بینش فضائی را در شخص بوجود می آورد . عوارض عمقی لوب طرف راست منجر به از دست دادن جهت یابی فضائی فرد گشته وطرف چپ بدن را در كارهای روزمره فراموش می كند . به حوزة بینائی چپ توجه نكرده و مثلاً ریش خود را در طرف چپ نمی تراشد ، چنین شخصی ردیابی فضائی خود را از دست می دهد . شدت عارضه در بعضی بحدی است كه بیمار عضوی در طرف چپ بدن خود را از یاد می برد و فكر می كند مربوط به شخص دیگری است . لب آهیانه ای در طرف چپ علاوه بر جهت یابی فضائی و محسوسات طرف راست ، وظیفة تكلم را نیز بعهده دارد . اختلال در ریاضیات ، محاسبه ، تشخیص راست و چپ بدن ،خواندن و نوشتن و تكلم پس از آسیب رسیدن به لوب آهیانة چپ دیده می شود .
لوب پس سری
لوب پس سری مسئولیت بینائی را عهده دار بوده و آسیب رسیدن به این ناحیه شخص را بطوركامل یانافص نابینا می كند . یكی از بهترین محسوسات محیطی كه به وسیلة آن مكانیسم پردازش اطلاعات در مغز به وسیلة فیزلوژیست هائی مثل « هوبل » و « ویسل » در دانشگاه هاروارد برملا گشته عبارت است از « حس بینائی » این دو دانشمند به طور سیستماتیك پردازش اطلاعات را از شبكیه تا لوب پس سری دنبال كردند . كار اصلی این پژوهشگران عبارت بود از ثبت تحریك پذیری سلول های شبكیه ، ایستگاه زانوئی و قشر خاكستری مخ ( سلول های ساده ،پیچیده و فوق پیچیده ) در مناطق به اصطلاح 17 و18و19 « برودمن » لازم به یادآوری است كه « برودمن» پژوهشگری بود كه سطح مغز را از 1 تا 52 منطقه بر حسب انواع یاخته های قشر خاكستری طبقه بندی كرد. مثلاً منطقة 46 ویژه حافظه بوده و 44 بیان تكلم را به عهده دارد . « هوبل و ویسل» دریافتند كه به ترتیب كه اطلاعات از یك ایستگاه به ایستگاه دیگری منتقل می شده پیچیده تر و به حقیقت نزدیك تر می شود . مثلاً سلول های شبكیه و ایستگاه زانوئی فقط به بك نقطة نورانی پاسخ داده ، درحالی كه سلول های سادة كورتكس بینائی تنها به یك نوار نورانی با محور خاص پاسخ می دهند . می توان تصور كرد كه این نوار از تعدادی نقطة نورانی درست شده است . بنابر این ، سلول های سادة قشر خاكستری نسبت به یك نقطة نورانی بی تفاوتند . به همین ترتیب كه جلو برویم مشاهده می شود كه سلو لهای پیچیدة كورتكس توسط یك لبة نورانی تحریك می شوند كه محور مشخصی داشته ولی محل آن مهم نیست . بهترین ، تحریك برای یك سلول فوق پیچیده یك گوشه است . با در نظر گرفتن بحث بالا ، هر چقدر از منطقة 17 به طرف منطقة 19 می رویم وظیفة سلول ها پیچیده تر شده به تحریكی نوین پاسخ می دهند . این موضوع در تشخیص فاصله و رنگها بسیار صادق است .
لوب گیجگاهی
این لوب در طرف راست نقش مهمی از نظر هنر تشخیص رنگها و جوانب مختلف دستگاههای موسیقی داشته و در طرف چپ تأثیر مهم آن درتكلم انسان است . درك صداهای شنیده شده و پردازش دستوری گفتار و آماده كردن پاسخ شایسته ، به وسیله لوب آهیانة چپ صورت می گیرد . آسیب رسیدن به لوب گیجگاهی گاهی باعث از بین رفتن توانائی نامگذاری افراد و اشیاء می شود . همچنین لوب های گیجگاهی راست و چپ با هم نقش مهمی در فعال نگهداشتن حافظه دارند. دروازة اصلی ورود اطلاعات محیطی به مغز و ثبت آنها در گرو سلامتی لوب گیجگاهی است .
به نظر می رسد كه « هیپوكامپ» این ناحیه همگام با قسمت های دیگر لوب حاشیه ای نقش كلیدی در قبول یا رد اطلاعات داشته باشند .از این مكان است كه اطلاعات منتشر شده از محسوسات محیطی به نقاط دیگر مغز مخصوصاً لوب های پیشانی می روند .بخش دیگری از فیبرهای آورندة اطلاعات به لوب گیجگاهی از ساقة مغز و هستة « مینرت» می باشد .
از بین رفتن « هیپوكامپ » منجر به عدم توانائی انسان در تثبیت حافظه شده و شخص قدرت انتقال اطلاعات رابه سایر نقاط مغز از دست می دهد .
اگر انسانی هر دو لوب گیجگاهی مخصوصاً دو « هیپوكامپ » را از دست بدهد برای همیشه قدرت ثبت اطلاعات از محیط را برای یادآوری در دراز مدت از دست خواهد داد .در ام- آر- آی روبرو هر دو لوب گیجگاهی به خاطر انسفالیت آسیب دیده و قدرت حافظه بیمار شدیداً صدمه دیده است . حس شامه نیز با لوب گیجگاهی ارتباط دارد .

لوب حاشیه ای
لوب حاشیهای از قدیمی ترین قسمتهای مغز بوده و وظیفه اش بیان غرایض جنسی و تأمین احتیاجات احساسی و تنازع بقاست . لوب حاشیه ای در اصطلاع به « مغز اول » مشهور شده و از اینجاست كه تمام اطلاعات پس از بررسی و فیلتر شدن می توانند به سایر نقاط مغز رسوخ كنند . احساس امنیت درونی با وجود لوب حاشیه ای امكان پذیر است . اینجا محل احساسات قلبی و فردی و عشق و دلدادگی است . با تكیه به« مغز اول » است كه انسان كاری را انجام داده و سپس با مراجعه به منطق و « مغز جدید» یا « نئوپالیوم » پشیمان می شود . در این مكان است كه موجود برای حفظ خود و خانواده حاضر است به استدلال كم محلی كند . كنترل اصلی سلسله اعصاب نباتی هنگام جنگ و ستیز یا پشیمانی و غم و اندوه در دست« مغز اول » یا « آركی پالیوم » می باشد . بالاخره زبان اصلی نهفته در نگاه افراد به یكدیگركه حاصل آن دوست داشتن فردی و یا تنفر از فردی دیگر می شود در لوب حاشیه ای است .

در ادامه سایر قسمت های مغز مطلب گذاشت
ادامه نوشته

رنگ لباس جراحي

http://codingnews.inhealthcare.com/files/2009/02/co-surgeons.jpg

با سلام در این پست به رنگ لباس جراحی گیر خواهیم داد

جراحان در قدیم لباس سفید می‌‌پوشیدند که رنگ پاکی است.اما بر اساس مقاله‌ای که در یکی از شماره‌های نشریه Today’s Surgical Nurse در سال ۱۹۹۸،در اوائل قرن بیستم یک دکتر مشهور رنگ لباسش را به سبز تغییر داد، چرا که تصور می‌کرد این رنگ برای چشمان جراح راحت‌تر است. گرچه مشکل است که این نظر را تایید کرد که لباس‌های سبز به این دلیل رایج شده‌‌اند، اما رنگ سبز ممکن است به خصوص از این لحاظ مناسب باشد که به دکترها کمک می‌کند در اتاق عمل بهتر ببینند، زیرا رنگ متضاد یا مکمل رنگ قرمز به حساب می‌آید.رنگ سبز به دو دلیل به دید بهتر پزشکان کمک می‌کند.اول اینکه نگاه کردن به رنگ آبی یا سبز می تواند دید دکتر از اشیای قرمز از جمله احشای خون‌آلود را تقویت کند. مغز رنگ‌ها را نسبت به یکدیگر تفسیر می‌کند. اگر جراح به چیزی خیره شود، که به رنگ قرمز یا صورتی باشد، حساسیتش را نسبت به آنها از دست می‌دهد. در واقع پیام‌های مربوط به رنگ قرمز در مغز محو می‌شود، که می‌‌تواند باعث شود پزشک تفاوت‌های ظریف رنگ‌ اجزای بدن را به درستی نبیند.
نگاه کردن گاه به گاه به چیزی سبزرنگ می‌تواند چشم‌ها را به تغییرات در رنگ قرمز حساس‌تر کند.
دوم اینکه چنین تمرکز شدید و مداومی بر روی رنگ‌های قرمز ممکن است باعث توهمات بینایی سبزرنگ روی سطوح سفیدرنگ شود که حواس جراح را پرت می‌کند. این شبح‌های سبزرنگ در صورتی که نگاه جراح از بافت‌های قرمز بدن به چیزی سفید رنگ مانند پارچه‌های تخت یا لباس سفید متخصص بیهوشی بیفتد، ممکن است ظاهر شوند.
یک شبح سبزرنگ از احشای قرمز بیمار ممکن است روی پس‌زمینه سفید ظاهر شود. جراح به هر جا که نگاه کند، این تصویر پریشان‌کننده مانند نقاط نورانی شناوری که پس از فلاش زدن دوربین جلوی چشمان شما ظاهر می‌شود، دید او را دنبال می‌کند.after effect illusion
این پدیده به این علت رخ می‌دهد که نور سفید حاوی همه رنگ‌های رنگین‌کمان از جمله سبز و قرمز است.
اما از آنجایی که همانطور که در بالا گفته شد، دید جراح حساسیتش را به رنگ قرمز از دست داده است، بنابراین مغز پیام‌های دریافتی را به رنگ سبز تفسیر می‌کند.
اما اگر دکتر به پارچه‌های سبز یا آبی به جای سفید نگاه کند، این اشباح سبزرنگ با رنگ سبز مخلوط می‌شوند، و حواس او را پرت نمی‌کنند.
بنابراین به نظر می‌رسد که رنگ سبز برای دکترها بهترین رنگ باشد.

مبارزه با استرس از طريق واكسن

http://blog.bioethics.net/vaccine-shot.jpg


خوب ایندفعه چیزی رو فهمیدم و میخوام تو وبلاگ بذارم که واقعا برای خیلی ها از جمله من به درد بخور هست.
و خبر اینه که دانشمندان در حال کشف واکسنی برای استرس هستند البته نه برای کسانی که از سوزن میترسند.
پژوهشگران می گویند ممکن است بتوان مواد شیمیایی مغز را با استفاده از یک واکسن برای ایجاد یک حالت «راحتی متمرکز» تغییر داد. آنان می گویند با استفاده از تکنیک های مهندسی ژنتیک ، یک روش درمانی جدید که می تواند درمان های آرامش بخش دارویی را حذف کند کشف کرده اند .

دانشمندان دانشگاه استنفورد در کالفرنیا می گویند: تزریق نخستین واکسن ضد استرس دنیا که نتیجه ۳۰ سال تحقیق است می تواند به مردم کمک کند آرامش خود را به دست آورند.
استرس مزمن موجب بروز یک سری بیماری ها مانند دیابت و سکته قلبی می شود.
دکتر “رابرت ساپولسکی” استاد علوم اعصاب و مجری این طرح گفت: می توان شیمی مغز را تغییر داد تا وضعیت آرامش ایجاد شود.
وی افزود: در آستانه تولید فرمول دست ورزی شده ژنتیکی است که می تواند نیاز به درمان های آرامش بخشی و تجویز داروهای آرام بخش را از بین ببرد.
وی آسیب هایی را که استرس به حیوانات در کنیا وارد کرده بود بررسی کرده و هورمون هایی موسوم به گلوکوکورتیکوئید را مورد مطالعه قرار داد. این هورمون بخشی از سیستم ایمنی است و به مبارزه با سرطان و التهاب کمک می کند.
تولید این هورمون ها در بدن تمامی پستانداران به آنها کمک می کند با فرار کردن، با خطر مقابله کنند.
به گفته وی اگر چه مواد شیمیایی استرس در مغز گورخر پس از فرار از دست یک شیر غیرفعال می شود، این هورمون در بدن انسان در واکنش به هشدارهای روزمره به میزان زیادتری تولید و ترشح می شود، اما نمی تواند این مواد شیمیایی را خاموش کند.
این محقق افزود: این هورمون از نظر زیست شناختی با نابود سازی سلولهای مغزی و تضعیف سیستم ایمنی و از نظر اجتماعی هنگامی که با وجود پایان یافتن علت اصلی تنش ، پرخاش نسبت به دوستان و یا خانواده ادامه می یابد، سمی و خطرناک می شود.

http://seacoastacupuncture.com/files/hyodermic3.jpg

این دانشمندان ویروس تب خال حاوی ژن های مهندسی شده حفاظت عصبی برای راه یافتن به اعماق مغز تولید کردند. این کار به خنثی کردن اثرات هورمون پیش از آنکه موجب آسیب مغزی شوند کمک می کند. کارایی این ویروس اکنون در موش ها نشان داده شده است.
وی با هشدار نسبت به اینکه هنوز تا انجام آزمایش هایی انسانی راه زیادی باقی است، افزود: علمی بودن این شیوه را اثبات کرده و توانسته ایم آسیب عصبی ناشی از استرس را کاهش دهیم.
هفته گذشته محققان دانشگاه استنفورد که این واکسن بالقوه را “تزریق ساپولسکی” نام گذاشته اند، اعلام کردند: در انسانها این ویروس مهندسی شده می تواند احساس طولانی تنش پس از یک بحران را از بین ببرد.


پس در ادامه تصاویری از سوزن داریم یو ها ها

ادامه نوشته

راز سلامتي

http://www.biology.ualberta.ca/facilities/strickland/vouchers/0942.JPG

اون هایی که میخوان عمر طولانی داشته باشن مطلب زیر رو کامل بخونن

راز صد‌ ساله شدن
پژوهشگران آمریکایی می‌گویند ۱۵۰ ژن مختلف پروسه پیری را کنترل می‌کنند. به گفته این پژوهشگران هر چه تعداد بیشتری از این ژن‌ها در ریخته ژنتیکی یک فرد موجود باشد احتمال طولانی‌تر شدن عمر او نیز افزایش خواهد یافت.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ، عمر طولانی همراه با سلامتی آرزوی دیرینه انسان است. صنعتی و مدرن شدن دنیای کنونی و‌ پیشرفت‌ دانش پزشکی در افزایش متوسط طول عمر انسان نقش مهمی بازی کرده است. به عنوان مثال در کشورهای صنعتی از ۱۶۰ سال پیش تا کنون متوسط طول عمر هر سال، بیشتر شده است. متوسط طول عمر در این کشورها در حال حاضر ۸۰ سال است.

اما این سوال که چه عواملی طول عمر و پروسه پیری را تحت تأثیر قرار می‌دهند، هنوز پاسخی روشن ندارد. یافتن پاسخ برای این سؤال پژوهشگران بسیاری را در سراسر دنیا مشغول تحقیق هستند. پژوهشگران دانشگاه بوستون آمریکا، در طول تحقیقات گسترده خود در این زمینه، موفق به تهیه یک طرح ژنتیکی شدند. این نقشه ژنتیکی نقش موثر ژن‌ها در پروسه پیری را روشن می‌کند.

پژوهشگران آمریکایی ۱۵۰ ژن مختلف شناسایی کردند که عملکرد آن‌ها در طولانی شدن عمر و حفظ سلامت ثابت شده است. در تحقیق این پژوهشگران، ۱۰۵۵ نفر در فاصله سنی ۹۵ تا ۱۱۹ سال شرکت کردند. این افراد علاوه بر داشتن سن بالا از سلامت نسبی خوبی برخوردار بودند. برای کنترل و مقایسه نقش ژن‌ها در این افراد، گروه دومی به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. در این گروه ۱۲۶۷ فرد داوطلب شرکت کردند که والدین آنها به طور متوسط ۷۳ سال عمر کردند.
پیش‌بینی ناتوانی‌های بدنی با افزایش سن

مقایسه نقشه ژنتیکی این گروه نشان می‌دهد که هر چه تعداد بیشتری از ۱۵۰ژن یاد شده در مجموعه ژنوم یک فرد بیشتر باشد عمر او نیز طولانی‌تر است و از سلامت نسبی بیشتری در سنین بالا برخوردار است. نکته اینجاست که این ۱۵۰ ژن خود گاه دچار جهش (تغییر در ساختار ژن) شده و به صورت کاملأ انحصاری در ریخته ژنتیکی برخی افراد موجودند.

پژوهشگران آمریکایی بر اساس این تغییر ساختاری گروه نخست یا گروه “صدساله‌‌ها” را به ۱۹ زیر گروه مختلف تقسیم کردند. نقشه ژنتیکی هر کدام از این زیر گروه‌ها و ارتباط آنها با بیماری‌هایی از قبیل آلزایمر، پارکینسون و بیماری‌ها‌ی قلبی بررسی شده است. نتیجه حاکی از آن است که در درجه نخست: گروه صدساله به طور مشخص کمتر به این بیماری‌ها مبتلا شده و حتی دیرتر دچار عوارض پیری مانند فراموشی شد.

بررسی روند پیری و سلامت افراد در هر کدام از این ۱۹ زیرگروه‌ اما ثابت کرده است که تغییر در هر کدام از ژن‌های این مجموعه در عملکرد‌مجموعه‌ژن‌ها موثر است. مثلأ قدرت شنوایی تحت تأثیر مجموعه‌ای از ژن‌هاست. تغییر در هر کدام از ژن‌های یاد شده، به نوعی در تعادل همکاری ژن‌ها نقش بازی می‌کند و در نهایت قدرت شنوایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پژوهشگران آمریکایی امیدوارند که به کمک این نقشه ژنتیکی، بتوان در آینده احتمال ابتلا به برخی از بیماری‌ها و ناتوانی‌ها را با افزایش سن پیش‌بینی و از بروز آنها جلوگیری کرد. این پژوهشگران اما در مقاله خود در مجله تحصصی Science یادآور می‌شوند “سلامت پیر شدن، تنها حاصل فعالیت‌ژن‌های مشخصی نیست. مصرف دخانیات، کم‌تحرکی و تغذیه نامناسب بیش از آچه تصور می‌کنید در سلامت‌شما موثرند.

رنگدانه

http://www.pcparsi.com/uploaded/pc0f416c8d51edaa455063d02df8f86509_9.jpg

مواد غذایی رنگی موادی دارند که مانع ابتلا به بیماری های قلبی و سرطان می شوند و به حالت تعادل روحی، حافظه و قدرت تفکر نیز کمک می کنند.

بسیاری از بیماران با رعایت یک رژیم غذایی ساده پیشرفت خوبی در جریان درمان از خود نشان دادند. مهم نیست که شما قصد دارید از ابتلا به بیماری های قلبی ، ضعف عضلانی ، یا سرطان پیشگیری کنید، زیرا تمام بدن یک سیستم واحد است و سلامت قلب به اندازه سلامت چشم یا پوست اهمیت دارد، پس با رعایت رژیم غذایی سالم و مفید به سلامت کل بدن کمک می کنید و نیاز ندارید برای سلامت هر عضوی یک رژیم غذایی خاص داشته باشید.

و اما این موادغذایی فوق العاده ۱۴ مورد هستند و عبارتند از:

1- انواع لوبیا

2- زغال اخته

۳- گل کلم

۴- جو

۵- پرتقال

۶- کدوتنبل ۷

- ماهی آزاد ۸

- سویا

۹- اسفناج

۱۰- چای (سبز یا سیا )

۱۱- گوجه فرنگی

۱۲- بوقلمون

۱۳- گردو

۱۴- ماست

به عقیده آقای استیون پرت که یکی از محققان مواد غذایی است. وقتی شما این مواد را به رژیم غذایی خود بیفزایید، بسیاری از تغییراتی که در بدن ایجاد شده و منجر به بیماری هایی نظیر دیابت ، فشار خون بالا، آلزایمر و برخی سرطان ها می شوند، متوقف شده و شما از بدنی سالم برخوردار خواهید بود.

نکته جالب دیگر این است که در هر نقطه از جهان که زندگی کنید، می توانید آنها را مصرف کنید و غذاهایی نیستند که مصرف آنها برای افرادی در مناطق خاص دشوار باشد و اما حالا بپردازیم به دلیل مصرف این گونه مواد:

گردو: حاوی چربی خوب

گردو یکی از بهترین مواد غذایی است ، حتی چرب ترین انواع آن حاوی روغن امگا ۳ است که بسیار مفید می باشد.

این روغن در ماهی آزاد نیز یافت می شود و ماهی آزاد برای سلامت قلب نیز مورد توجه است و می تواند احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش دهد.

اگر شما ۵ بار در هفته هر بار یک مشت گردو بخورید، علاوه بر مصرف کالری خوب از فواید آن نیز بهره مند می شوید.

http://plus.maths.org/issue44/features/varley/colours.jpg

پبه رژیم غذایی خود کمی هم رنگ بدهید

یک ضرب المثل می گوید: همیشه چیزهای خوب در بسته های کوچک هستند. زغال اخته نیز از جمله موادی است که شامل مواد مغذی گوناگون است ؛ یعنی نمی توان گفت سرشار از یک نوع ماده مفید است ، اما شامل ویتامین C، اسید فولیک ، فیبر، کاروتن و صدها ماده مفید دیگر است که در یک میوه خوش رنگ کوچک جمع شده است.

بورسی کلویدنس از محققان تغذیه است و عقیده دارد غذاهایی که رنگ دارند یعنی قرمز، سبز، بنفش و نارنجی هستند، موادی دارند که مانع ابتلا به بیماری های قلبی و سرطان می شوند و در ضمن به حالت تعادل روحی ، حافظه و قدرت تفکر نیز کمک می کنند.

اما چگونه به غذاهای خود رنگ بیفزاییم؟ به سوپ یا کباب ، گوجه فرنگی اضافه کنید.

در ساندویچ نیز از فلفل دلمه ای ، گوجه فرنگی و اسفناج یا جعفری تازه استفاده کنید. در میان روز از بادام ، گردو، گل کلم و انگور به عنوان میان وعده غافل نشوید.

انواع میوه ها نیز علاوه بر داشتن مواد مغذی ، انرژی کافی نیز برای بدن تامین می کنند.

سویا و تاثیر خوب آن بر کلسترول

استفاده از سوی به این معنا نیست که تا حد ممکن از سویا سس در غذاها استفاده کنیم. بلکه از انواع دانه های محتوی سویا بهره مند شویم.
سویا یکی از موادی است که برای قلب مفید است ، زیرا کلسترول را پایین می آورد و دارای فیبر و پروتئین فراوان نیز هست.

جو و لوبیا ، سرشار از فیبر

فیبری که در جو و لوبیا موجود است مانع بالا رفتن قند و کلسترول خون می شود و به تنظیم کار روده نیز کمک می کند.

مطالعات حاکی از آن است که غذاهایی شامل جو، لوبیا، برنج ، میوه ها و سبزی بویژه سیب منابع سرشار فیبر هستند که علاوه بر فواید خود بتدریج هضم می شوند و مانع بالا رفتن ناگهانی قند خون می شوند، در صورتی که نان و شیرینی ها چنین نیستند، منابع سرشار فیبر به کنترل وزن نیز کمک می کنند.

در ضمن مصرف ۵ تا ۹ وعده در روز از میوه ها و سبزی ها برای سلامت بسیار مفید است. از آنجا که انواع لوبیا سرشار از پروتئین است ، می توان آن را به سوپ ، سالاد و تخم مرغ نیز اضافه کرد.

کلسیم و استخوان ها

ماست و دیگر محصولات لبنی با تقویت استخوان ها مانع شکستگی آنها می شود. همچنین در سلامت دندان ها و کمک به انقباض عضلات و تنظیم ضربان قلب نیز موثر است.

احتمال ابتلا به بیماری های روده را کاهش می دهد و در کاهش وزن نیز تاثیر دارد. مصرف روزانه حداقل ۱۰۰۰ میلی گرم کلسیم نیز مانع افزایش وزن مریض می شود.

می توانید روز را با یک استکان چای آغاز کنید و یک لیوان شیر کم چرب و تازه به همراه تکه ای از نان گندم کامل برای صبحانه کافی است ، با غذا ماست را فراموش نکنید و در میان روز نیز از هویج و میوه استفاده کنید.

از پنیر نیز برای رفع گرسنگی و تامین انرژی می توانید استفاده کنید. مطمئن باشید اگر این ۱۴ غذا را در برنامه خود بگنجانید، علاوه بر سلامت کلی نیازی به رژیمهای کاهش وزن نیز نخواهید داشت و از ظاهری شاداب تر برخوردار خواهید شد.

سلولهاي درمانگر

http://www.goodcholesterolcount.com/wp-content/uploads/2008/09/heart_stethoscope.jpg

محققان آمریکایی برای اولین بار موفق شدند با استفاده از سلولهای عادی قلب، سلولهایی با توانایی تپیدن تولید کنند، شیوه ای که می تواند منجر به ترمیم جراحتها و نقصهای موجود در قلب توسط خود این اندام شود.

برای اولین بار ساخت سلولهای ماهیچه ای قلب از دیگر سلولهای این اندام حیاتی بدن موجودات زنده امکان پذیر شد. این روش می تواند به عضله معیوب قلب کمک کند تا از طریق تبدیل سلولهای ساختاری به نام "فیبروبلاست" به سلولهای ماهیچه های عروقی یا سلولهای عامل ایجاد تپش در قلب خود را ترمیم کنند.

مسیر تبدیل فیبروبلاست به ماهیچه عروقی آن قدر مستقیم و ساده است که نیازی به شکل گیری سلولهای بنیادین ناپایدار در این روند نیست؛ ویژگی که می تواند بسیاری از مراحل اضافی در روند خلق سلولهای قلب از سلولهای بنیادین را حذف کند.

دیپکا ریواستاوا”" از موسسه بیماریهای عروقی "گلد استون" در سانفرانسیسکو می گوید: "تیمهای دیگر از جمله تیم تحقیقاتی ما تلاشهای زیادی در راستای ساخت ماهیچه های عروقی به کمک سلولهای بنیادین انجام داده است."


http://www.siterooz.com/car/khabar/%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%20%D9%82%D9%84%D8%A8%20%DB%8C%DA%A9%20%D8%A2%D8%AF%D9%85%20%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82.jpg


اکنون این محققان فیبروبلاستهای موش را در معرض سه دسته از پروتئین‌های عامل رونویسی به نامهای Gata4, Mef2cو Tbx5 که ژنهای مورد نیاز برای شکل گیری بافت اولیه قلب را فعال می کنند، قرار دادند. این فیبروبلاست‌ها طی چند روز شروع به تغییر کرده و پس از چند هفته به سلولهای ماهیچه ای قلب تبدیل شدند و با گذشت یک ماه تپیدن را آغاز کردند.

محققان همچنین فیبروبلاستهای تغییر یافته را به قلب موش زنده‌ پیوند شده و شاهد تغییر یافتن آنها به سلولهای ماهیچه ای قلب بودند.

قدم بعدی بررسی عملی بودن این شیوه بر روی فیبروبلاستهای انسانی است. محققان همچنین در جستجوی شیوه هایی خواهند بود تا بدون آلوده سازی فیبروبلاستها به ویروسها، شیوه ای که برای انتقال پروتئین های عامل رونویسی به فیبروبلاست موش مورد استفاده قرار می گیرد، آنها را تغییر دهند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، محققان می گویند در آینده با استفاده از ساختارهایی که می توانند عوامل رونویسی را به منظور خلق سلولهای ماهیچه ای قلب از فیبروبلاست بدن خود بیمار، در قلب آزاد کنند می توان عضله های آسیب دیده قلب افراد مبتلا به آسیبهای قلبی را به تدریج درمان کرد.

تصاوير مارها(كساني كه مي ترسند به ادامه مطلب نرن)

 BIGGEST SNAKE PHOTOS: Prehistoric Giant Discovered

خدا رو میلیون ها بار شکر که اون موقع اونجا نبودیم!!!

https://mrsmaine.wikispaces.com/file/view/GreenPythonSnake.jpg/38531748/GreenPythonSnake.jpg

http://static.howstuffworks.com/gif/garter-snake.jpg

http://naturalsciences.org/microsites/education/belize/2004/parrot-snake-with-frog.jpg
در پایین چند مار پیتون رو مشاهده کنید،بلا به دور

http://www.treehugger.com/python-rock-african.jpg

http://www.falconfence.co.za/Game%20Fencing/Story1_files/image001.jpg


http://www.canpages.ca/blog/wp-content/uploads/2009/01/python.jpg

عجب اشتهایی-عجب انعطافی!!!!!!!!!!!!!!!!!

http://www.scserp.com/SCSPhotoGalleryPythonsFullSizeImages/AlbinoPatternlessBurmesePython002.JPG

http://ghostradio.files.wordpress.com/2009/04/african-rock-python-0004.jpg

http://photopostsblog.com/wp-content/uploads/2008/12/amazing-snake-pictures1.jpg

http://www.cbc.ca/sevenwonders/images/pic_wonder_narcisse_snake_pits_lg.jpg

http://www.hoax-slayer.com/images/spider-catches-snake1.jpg

http://www.blackbearheaven.com/snake/snake4.jpg

حدس بزنید این چیه؟؟؟؟؟
درسته،مردی خورده شده توسط یک مار ترکیده
http://visual.merriam-webster.com/images/animal-kingdom/reptiles/snake/morphology-venomous-snake-head.jpg

http://ecoterrariumsupply.com/images/photo_gallery/1563_bananna-chondro-python.jpg
http://images.elfwood.com/art/t/a/tamjo/celtic_snake1.jpg


این هم از حسن ختام-هییییییییییییییییییییییییییییسسسس


http://www.tropical-rainforest-animals.com/image-files/green-snake.jpg

چرا زبان مارها دو شاخه است؟؟؟؟؟هزاران سال است که زبان چنگال‌مانند مارها توجه مردم را به خود جلب کرده و به پیشنهاد فرضیه‌های گوناگونی پیرامون آن انجامیده است. در بسیاری از فرهنگ‌ها و آیین‌ها، زبان چنگال‌مانند نمادی از بدجنسی و فریبکاری است. ارسطو، نخستین پژوهشگری است که در مورد اهمیت کارکردی زبان چنگال‌مانند مارها نظر داده است.

به نظر او، این ویژگی باعث دو برابر شدن لذت احساس چشایی می‌شود. ۱۹ قرن پس از او، هودیرنا بیان کرد که زبان چنگال‌مانند برای پاک کردن ذر ه‌های خاک از سوراخ‌های بینی به کار گرفته می‌شود؛ زیرا مارها همیشه روی زمین می‌خزند یا در سوراخ‌ها و غارچه‌های زیرزمینی پیش می‌روند. نظریه‌‌های دیگری نیز بیان شد. از جمله، مارها با چالاکی حشر ه‌های کوچک را بین نوک‌های زبان چنگال‌مانندشان به دام می‌اندازند. در آغاز قرن بیستم نیز برخی بر این باور بودند که زبان مار یک اندام لامسه است که جانور آن را برای ضربه زدن به زمین به کار می‌گیرد (درست مانند کاری که یک نابینا با عصایش انجام می‌دهد.)

از میان این خیال‌پردازی‌ها، نظر ارسطو به واقعیت نزدیک‌تر است. امروزه ما می‌دانیم که مارها از زبانشان برای دریافت پیام‌های شیمیایی بهره می‌گیرند. اما، بر خلاف نظر ارسطو، این اندام به احتمال زیاد در حس چشایی دخالتی ندارد.

در سال ۱۹۲۰، برومن نظریه‌ای پیشنهاد کرد که به نظر می رسید از پختگی زیادی برخوردار است: هنگامی که مار زبانش را به درون دهانش می‌کشد، نوک‌های زبان چنگال‌مانندش را درون دو سوراخ ریز در دو سوی سقف دهانش می‌گذارد. از این راه، مواد شیمیایی محرکی که در اثر تماس نوک‌های زبان با زمین یا چیزهای گوناگون، گردآوری شده است، از راه آن سوراخ‌ها به اندام‌های بویایی ویژه‌ای به نام اندام‌های جاکوبسون یا ومرونازال(VNO) می‌رسند

. این اندام‌ها در مارها، سوسمارها و بیش‌تر پستاندارن به‌خوبی توسعه پیدا کرده‌اند. آن‌ها دستگاه‌های بویایی ثانویه هستند که به طور ویژه برای شناسایی فرومون‌ها، یعنی مواد شیمیایی که جانور به عنوان پیغام برای دیگر جانوران هم گونه‌اش می‌فرستد، تکامل یافته‌اند. اما در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی، شواهد آزمایشگاهی و مقایسه‌ای، نظریه‌ی برومن را با پرسش‌های مهمی روبه‌رو کردند
:
۱) تهیه‌ی فیلم با کمک پرتوهای ایکس نشان داد که وقتی زبان به درون دهان کشیده می‌شود، پیش از بسته شدن دهان، در غلاف ویژه‌ی خود قرار می‌گیرد. در حقیقت، نوک‌های زبان به سوراخ‌های VNO وارد نمی‌شوند. در عوض، مولکول‌های شیمیایی روی یک جفت برآمدگی بالشتک ‌مانند در کف دهان جای می‌گیرند. بسته شدن دهان، این بالشتک‌ها را به سوی سوراخ‌های VNO می‌راند و از این راه مولکول‌های محرک به این اندام‌ها راه می‌یاب
ند.
۲) هر چند اندام‌های VNO در بسیاری از خزندگان از جمله سوسمارها به‌خوبی توسعه یافته‌اند، اما شمار اندکی از آن‌ها دارای زبان چنگال‌مانند هستند. به‌ علاوه، در بیش‌تر خزندگان زبان تنها مقدار اندکی شکافته شده است. روشن است که نوک‌های این گونه زبان‌ها نمی‌توانند به سوراخ‌های اندام‌های VNO وارد شوند. با وجود این، چنین گونه‌هایی به نحو کارآمدی مواد شیمیایی را در اختیار این اندام‌ها می‌گذارند
 

                        
http://desicolours.com/wp-content/uploads/2008/06/snake16.jpg
اگر زبان برای جایگیری در اندام‌های VNO چنگال‌مانند نشده است، چه نقشی را برای شکل چنگال‌مانند آن می‌توان در نظر گرفت ؟

در سال ۱۹۹۴، شوینگ پاسخ مستندی را برای این پرسش فراهم کرد. به نظر او زبان چنگال‌مانند به مار توان درک محرک‌های شیمیایی موجود در دو نقطه را به طور همزمان می‌دهد. بدین خاطر مار می‌تواند شیبی از مواد شیمیایی محرک را دنبال کند. به دست آوردن دو برداشت همزمان، توانایی مار را در دنبال کردن دقیق‌تر مسیر فرمون‌ها افزایش می‌دهد. این توانایی در جست و جوی شکار و جفت از اهمیت زیادی برخوردار است. این درک شیمیایی فضایی، شبیه دیگر دستگاه‌های درک فضایی است که بر اساس تحریک همزمان دو اندام حسی جدا از هم کار می‌کنند. برای نمونه، فاصله‌ی زمانی بین ورود صدا به یک گوش و به گوش دیگر و اختلاف شدت صداهای رسیده به دو گوش، توانایی تعیین دقیق جهت صدا را به ما می‌دهد.

شواهد زیادی از نظریه‌ی شوینگ پشتیبانی می‌کنند:

۱)مارها و سوسمارهایی که زبان آن‌ها چنگال مانند است، با مهارت بسیار زیاد مسیرهای بودار را دنبال می‌کنند، اما سوسمارهایی که زبان آن‌ها تنها اندکی شکاف دارد، این مسسیرها را پیگیری نمی‌کنند
.
۲) مارها و سوسمارهای با زبان چنگال‌مانند، وقتی با مواد بودار روبه‌رو می‌شوند، نوک‌های زبانشان را از هم دور می‌کنند تا با این کار فاصله بین نقطه‌های نمونه‌برداری را افزایش دهند و شیب ماده‌ی شیمیایی را بهتر درک کنند.
۳) بریدن بخش چنگال‌مانند زبان باعث می ‌شود جانور نتواند مسیرهای بودار را دنبال کند. با وجود این، آزمایش‌ها نشان می‌دهند که در این حالت اندام‌های VNO مواد شیمیایی را دریافت می‌کنند و بروز پیام‌های عصبی در آن‌ها دیده است.

۴) اگر یکی از سوراخ‌های VNO را ببندیم، جانور نمی‌تواند مسیرهای بودار را دنبال کند و در عوض به سوی سوراخ بسته نشده گردش می‌کند.

۵) بررسی دستگاه عصبی نشان می‌دهد که هر یک از نوک‌های زبان با یک هسته‌ی عصبی در سوی دیگر مغز مرتبط است و دو هسته از راه دو نیمکره‌ی مغز با هم در ارتباط هستند. این آرایش همانند وضعیت مرکزهای شنوایی در پستانداران و پرندگان است که اجازه تعیین موقعیت صدا را به آن‌ها می‌دهد
 
۶) در سوسمارها بین میزان چنگال بودن زبان و روش جست و جوی شکار رابطه معنی‌داری وجود دارد. دسته‌ای از سوسمارها در کمین شکار می‌نشیند و نیازی به دنبال کردن آن ندارند. در حالی که گروه دیگر، با تکاپوی گسترده در محیط به شکار خود دست می‌یابند. توانایی دنبال‌کردن دقیق مسیری که به منبع غذا می‌رسد، برای جانوری که بخش زیادی از انرژی‌اش را در راه جست و جوی شکار هزینه می ‌کند، از اهمیت زیادی برخوردار است. زبان چنگال مانند در این گروه به خوبی توسعه یافته است.

در راسته‌های دیگر نیز گیرنده‌های شیمیایی دوتایی برای هدایت جانور به سوی شکار یا جفت تکامل یافته‌اند. برای نمونه، شب‌پره‌های کولی نر (Porthetria dispar) دارای دو آنتن بزرگ، ظریف و حساس به مواد شیمیایی هستند که با کمک آن‌ها جفت‌شان را در مسافت‌های بسیار دور هم شناسایی می‌کنند. یک نوع سوسک حشره‌خوار هم با کمک یک جفت آنتن قاشق ‌مانند که از دو سوی سرش بیرون زده‌اند، مسیر فرمون‌های مورچه‌ها را دنبال و آن‌ها را شکار می‌کند.

در ادامه مطلب عکس هایی از مارها رو براتون گذاشتم.

ادامه نوشته

يك انرژي فوق العاده

http://www.exercisetv.tv/BLOG/post/2010/05/17/image.axd?picture=2010%2F5%2F219_woman_doing_yoga2.jpg




یوگا درمانی:

یوگا یك نظام خودیارى فردى براى حفظ تندرستى و پیشرفت روحى-معنوى است

 تاریخچه شکل گیری این روش چیست؟

یوگا را روش كنترل امواج فكر یا ذهن شرح مى‏دهند. یوگا یك روش رویكرد نظام‏مند دستیابى به وحدت با هستى است و یك مكتب مراقبه فكر است كه انسان را تشویق مى‏كند و یارى مى‏دهد به عالى‏ترین امكانات بالقوه خود دست یابد و آن‏ها را بالفعل كند.

این روش چگونه عمل می کند؟

استادان برجسته یوگا در طول قرن‏ها ظرایف و حالات بدنى انسان را مطالعه كرده و سپس حالات و حركاتى كه به آسانى مى‏توان آن‏ها را تعلیم داد و اجرا و تكرار كرد عرضه كرده‏اند. این حالات و حركات را که هندوان آسانا مى‏نامند آثارى قابل پیش‏بینى روى كاركردهاى بدن انسان مى‏گذارند و از پیدایش دردها و بیمارى‏ها پیش‏گیرى مى‏كنند و یا آن‏ها را درمان مى‏كنند

 روش اجراچگونه است؟

 پهنه قلمروى آساناهاى یوگا وسیع است و حالات و حركات آن گوناگونند. هر آساناى یوگا سه بخش اصلى دارد: یك حركت بدنى، یك فرآیند كنترل فكر، و یك فرآیند كنترل تنفس.فرآیند گردش خون بدن انسانى را مى‏توان با تمرین‏هاى یوگا تقویت كرد و سرعت جریان آن را كم یا زیاد كرد. همچنین این تمرینها، غده هیپوفیز زیر مغز را كه مركز كنترل نظام ترشحات درونى یا هورمون‏هاى درون‏ریز است تحریك مى‏كند. صاحب‏نظران یوگا تأكید مى‏كنند كه تنفس اساس كل زندگى انسان است. نه تنها به این دلیل كه اكسیژن به بدن مى‏رساند، بلكه همچنین به این خاطر كه شبكه عصبى خودكار را تنظیم و تقویت مى‏كند و به آن انرژى حیاتى مى‏دهد.اما آنچه از آثار یوگا بر ذهن و تن آدمى خیلى جالب است تغییر امواج مغزى است.

 این روش چه کاربردی دارد؟

 این روش براى پیش‏گیرى و درمان اسكیزوفرنى، بى‏قرارى عصبى-رفتارى و كم توجهى كودكان و نوجوانان، نگرانى و وسواس و افسردگى، دردهاى پشت، سوءهاضمه، حساسیت مزمن، فشار زیاد خون، تنگى نفس، سردردهاى میگرن، ضعف و خستگى عمومى، بى‏حسى و سردى در دست‏ها و پاها، انواع روماتیسم، مشكلات مفصلى، كمبودهاى هورمونى و چندى دیگر مفید است

 چه انتقاداتی به این روش وارد است؟

 باید توجه شود كه اجراى منظم و طولانى مدت یوگا مى‏تواند تغییرات جسمى و روانى در بدن تولید كند و كوشش‏هاى خودسرانه فردى ممكن است به جاى كمك‏رسانى به آسیب‏رسانى انجامد. اگر بخواهیم درمان قطعى براى برخى دردها و اختلال‏هاى عصبى-روانى و بیمارى‏ها را از یوگا بطلبیم باید آماده باشیم كه استادى وارسته پیدا كنیم و تحت هدایت او به تمرین‏هاى طولانى مدت پردازیم.

طب آیورودا

 طب آیورودا مجموعه‏اى از آگاهى است كه دانشمندان و سالكان هندى در طول هزاران سال به تدریج و بیش‏تر از طریق مراقبه فكرى و درون‏نگرى كسب یا به عبارتى دیگر كشف كرده‏اند.

طب آیورودا نوعى طب كل‏نگر و كلیّت‏گرا است. پیروان این روش پزشكى در یك اصل متفق‏القول‏اند: اساس موجودیت انسان نوعى انرژى كیهانى است كه هوشمند است و بنابراین به آن آگاهى كیهانى نیز مى‏توان گفت. این انرژى به اشكال نر و ماده (چیزى شبیه ینگ و ین چینى) یافت مى‏شود.

 هدف طب آیورودا تطبیق انرژى‏هاى درونى بدن انسان با تغییرات انرژى‏هاى محیطى و حفظ تعادل انرژیایى طبیعى كلّیت وجود انسان است.

 طب آیورودا باور دارد كه بدن انرژیایى یا كوانتومى انسان به واقع كالبد آگاهى و شعور كامل است و این شعور چنان كامل و ظریف‏ساز و ظریف‏پرداز است كه همه چیز را مى‏فهمد و به همه چیز محیط حتى اندك‏ترین افكار و عواطف دیگران واكنش نشان مى‏دهد. بدن انرژیایى/كوانتومى انسان چون نرم‏افزارى عمل مى‏كند كه بدن جسمانى ما را شكل مى‏دهد و كنترل مى‏كند.

 حفظ تعادل طبیعى این كالبد انرژیایى كلید و اساس تندرستى است. بررسى پیشینه بیمار در طب آیورودا افزون بر كاوش تاریخچه زندگى او و معاینه كامل بدنش و كاوش ذهن و احساسش، شامل موارد زیر نیز مى‏شود: توجه به وضعیت اقتصادى-اجتماعى او، بررسى اختربینى او براى تعیین نوع انسانى و امكانات آسیب‏پذیرى او، آزمایش‏هاى خون، ادرار، عرق، آب دهان، خلط سینه و صداى بیمار.

 طبیب آیورودایى معمولاً پیش از اجراى درمان اصلى یك یا چندى از كارهاى زیر را روى بیمار اجرا مى‏كند یا از او مى‏خواهد كه خود اجرا كند: استفاده از مسهل قوى یا خون‏گیرى، روزه‏گیرى )پرهیز كامل از خوراك براى مدتى معین یا پرهیز از برخى گونه‏هاى خوراكى براى مدتى دراز یا همیشه(، حمام گرم و سرد، رژیم غذایى گیاهى پاك كننده یا ضدعفونى كننده امعاء و احشاء خون، روغن‏هاى احیا كننده پوست و غیره. سپس داروهاى گیاهى به بیمار داده مى‏شوند كه همه انواع بافت‏ها، نظام‏ها و انرژى‏هاى بدنى او را دگر بار متعادل و هماهنگ با یكدیگر كنند

 این روش درمانی استفاده از روش‏هاى درمانى غیردارویى یا به عبارت دیگر داروهاى غیر عینى را نیز به خوبى دریافته و بر این اساس از ذكر، تنفس یوگایى، اعمال تشریفاتى خاص(135) و دیگر روش‏هاى معتبر كهن در درمان استفاده مى‏كند، و در برخى از موارد بیمارى‏هاى عصبى-روانى از روش‏هاى مراقبه فكر بهره مى‏گیرد.

 این روش چه کاربردی دارد؟

طب آیورودا نه تنها در بیمارى‏هاى داخلى و پوستى و عصبى-روانى بلكه در همه دیگر رشته‏هاى پزشكى فعال است و به عنوان مثال شاخه‏هاى مامایى و زایمان، بیمارى‏ها و مشكلات زنان، طب كودكان، روان‏شناسى و جراحى نیز دارد. یكى دیگر از شاخه‏هاى درمانى طب آیورودا كه به تازگى اهمیت آن را در پزشكى نوین غربى شناخته‏اند رشته اختلالات جنسى است.

 بسیارى از دیگر روش‏هاى پزشكى مكمل چون هومیوپتى، رنگ درمانى، گیاه‏درمانى، آوادرمانى، نوردرمانى، سنگ‏گهر درمانى، رادى استزیا، اكسیژن درمانى، اندیشه درمانى، آب درمانى، طبیعت درمانى و غیره به نوعى از طب آیورودا بهره گرفته‏اند، به آن پیوسته بوده‏اند و یا از بستر اساسى آن برخاسته‏اند. و نباید فراموش كرد كه عطر درمانى و غذا درمانى نیز چنان بوده‏اند. طب آیورودا به واقع نوعى نظام زندگى است كه به علت توجه و تأكیدى كه بر انرژى‏هاى بالقوه و ناپیداى بدن انسان دارد.

باخ درمانی

این روش درمانى یك نظام داروهاى طبى گیاهى است كه دكتر ادوارد باخ پرورش داد.

 

تاریخچه شکل گیری این روش چیست؟

 دكتر باخ ثابت كرد که شبنم گرم روى برگ و گل گیاهان دارویى، خواص شفابخش گیاهی را كه از روى آن گرد آورى مى‏شود با خود دارد.

 این روش چگونه عمل می کند؟

 آثار شفابخش داروهاى باخ در اثر انتقال انرژى نادیدنى گیاه به درون آب می باشد که نوعى نفوذ "قدرت گیاه" به درون ملكول‏هاى آب است. این باور وجود دارد که ماده گیاهى، خواص انرژیایى خود را به طریقى هنوز ناشناخته به درون آب انتقال مى‏دهد.

 روش اجرا چگونه است؟

 چون گردآورى شبنم سحرگاهى از روى برگ و گل گیاهان براى تهیه و عرضه داروها كارى فوق‏العاده دشوار از نظر عملى و خیلى گران هزینه از نظر اقتصادى بود او به فكر افتاد كه گل‏ها و برگ‏هاى گیاهان داراى خواص شفابخش را در شیشه محتواى آب خالص چشمه گذارد و به مدت چند ساعت در نور خورشید قرار دهد. او كشف كرد كه این كار طریقى بسیار مؤثر براى بارور كردن آب شیشه با خواص شفابخش گیاه بود. اگر تهیه دارو به چند بخش گیاه چون غنچه و گل و برگ و شاخه‏هاى نازك و ریشه و پوست گیاه نیاز داشت این اجزاء همگى نیم ساعت در آب چشمه جوشانده مى‏شد و سپس مایع دارویى به طریق پیشین آماده مى‏گردید.

 این روش چه کاربردی دارد؟

 این روش بیش‏تر براى درمان آشفتگى‏ها و اختلالات عصبى و عاطفى و روانى و همچنین درمان بیمارهاى جسمى مفید می باشند. به عنوان مثال بیمارى فوبیا (ترس)، بى‏ارادگى و ضعف تصمیم‏گیرى، بى‏اعتقادى و سستى ایمان، اوهام و افكار وسواسى و امراض جسمى از این روش قابل درمان می باشند.

طب از نوع ابوعلي سينا

http://www.complementary-therapy-courses.com/wp-content/uploads/2008/07/nutrition.jpg



گروهی بر این عقیده‌اند که مجموعۀ تفکرات و نبشتارهای دانشمندان پس از اسلام در ایران را طب اسلامی بنامند و این جمعیت دانشمند، عمر تفکراتشان تا نیمۀ اول قرن چهاردهم ادامه دارد و اگر این تعریف را مصداق درست طب اسلامی بنامیم نگارنده بیش از هزار و دویست عنوان کتاب از این متفکران پیرامون طب شناسایی کرده و در یک کتاب‌شناسی گرد آورده است. اگر از من بپرسند که آیا این مجموعه تفکرات که نتایج درمانی نیز دربردارد طب اسلامی است، خواهم گفت، نه – چون علیرغم وجود بخش عمده‌ای ازدستورات مذهب درلابلای روش‌های تشخیص وتداوی ودرمان علما و حکما و بهره‌گیری از امدادهای غیبی و معنوی و ساماندهی دستورات و رفتارهای ائمه دین به صورت رفتارهای درمانی یک روش درمان کاملاً مذهبی و اسلامی نیست و شالودۀ آن بر طب تجربی یونانی استوار است و از اعتقادات مذهبی و تجربیات مردمی و تتبعات و ابتکارات شخصی حکما نیز برای تکمیل آن استفاده شده است.
ب- عقیدۀ دومی وجود دارد که اسلام دین کامل است و برای زندگی انسان برنامۀ جامعی دارد و اگر مذهبی برای نجات انسان از عمق رذالت و خفت برنامه‌ای دارد و می‌تواند او را تا اوج فلاح و سعادت برساند، پس یقیناً تحقق این برنامۀ روحی بدون وجود یک برنامۀ جسمی میسر نیست و بر اساس این دیدگاه از همان پیامبران و امامانی که درمان روح را داده‌اند درمان جسم را نیز جویا شدند.
و بنابراین تعریف دیگری از طب اسلامی مطرح است و آن اینکه برآیند مجموعه دستورات مذهب مندرج در قرآن کریم و منابع احادیث و روایات که به صورت مستقیم از رابط وحی نقل شده و یا از ادیان پیامبران و ائمه علیهم‌السّلام استفاده شده است و یا در رفتارها و اخلاق آنان مشاهده گردیده و برای ما نقل شده است، طب اسلامی است و ساماندهی آن در قالب یک مجموعه و مکتب درمانی راهگشای بشریت در درمان بیماری‌های جسم و روان خواهد بود.
ج- نظریۀ سومی نیز هست که می‌توان گفت نظریۀ حاکم است و می‌گوید اساساً در اسلام طب وجود ندارد و درمان مبتنی بر تحقیق و تجربه است و اسلام مردمان را در این زمینه به خود واگذاشته است و بُرد علم را بیش از بُرد وحی می‌داند و تفکرات پیامبران را در بُعد جسم موقوف به زمان ابلاغ رسالت آنان می‌پندارند و وسعت زمانی برای آن قائل نیستند، البته این گروه غالباً برای سایر تفکرات اسلام در بُعد تربیت روح و روان و یا روابط اجتماعی و حقوقی وی نیز قائل به تبعیت محض از دین نیستند.
این اعتقاد موجب شده است تا نگاهی جامع از روی تحقیق و تفحص به دستورات اسلام افکنده نشده و از سر اعتقاد مورد بررسی قرار نگیرد و تفکرات و اندیشۀ طب اسلامی قالب و نظام نیافته و سامانی نداشته باشد و رهنمودهای نجات‌بخش اسلام بسان دری ارزشمند و شفابخش در خرابه‌های جهل و فراموشی و عناد در گوشه کناره‌های تاریخ دفن گردد.
امید قطعی ما این است که نسل انقلاب اسلامی در دهۀ سوم به منابع معتبر مذهبی روی آورد و دستورات مذهب در زمینۀ درمان را جمع‌آوری و سامان دهد و با بیان علم، آن را کاربردی سازد و با وضع قوانین مناسب و ایجاد بستر فرهنگی شایسته در رفتارهای اجتماعی مسلمانان جاری و ساری سازد.
و اینک فرصت را غنیمت شمرده و تصویری خلاصه و جامع از رفتارهای درمانی در طب اسلامی را تقدیم می‌داریم، باشد تا فرصتی پدید آید و تمامی نکات ظریف بحث به صورت مبسوط و مستدل هر کدام در قالب پِژوهشی مستقل به جامعۀ علمی ارایه گردد.


         http://www.muslimphilosophy.com/sina/gal/avicenna-01.jpg

آیا رفتارهای درمانی اسلام علمی است؟

این سؤال که آیا رفتارهای اسلامی علمی است یا خیر، ذهن بخش عظیمی از مردم را پر کرده است و درک غیرواقعی از این حقیقت موجب انزوای ظالمانۀ آن از صحنۀ فرهنگ و اندیشه شده است و از این جهت برای تنویر فکر مخاطب سعی می‌شود تا این غبار از چهرۀ منور احکام درمانی اسلام زدوده شود.
قبل از ارائه این توضیح لازم است تعریفی از علم ارایه گردد. اگر تعریفی گویا و جامع از علم را از مجموعه تعاریف موجود جویا شویم به این پاسخ‌ها خواهیم رسید.
الف- برآیند تفکرات بشر در طول تاریخ و تبلور تجربیات وی را علم گویند. بر اساس این تعریف ممکن است کاوش فکری و تلاش بشر منجر به کشف قانون قطعی حاکم بر روابط اجتماعی، نظام طبیعت، شالودۀ خلقت و روابط اجزاء ماده بشود و یا برعکس به لحاظ عدم توان استیلا بر کلیت حاکم بر جهان به نکته‌ای توجه کرده و عمیق شود و دقت و تمرکز او بر یک نقطه، او را از توجه به روابط و ضوابط حاکم بر نظام کلان هر موجود و ارتباط آن با جهان هستی بازدارد و از فهم قوانین حاکم بر آن غافل بماند و علم با چنین تعریفی همیشه در حال تحول است که برخی این تحول را رشد می‌نامند و به نظر نگارنده همه جا این تحول رشدآمیز نبوده و چه بسا سیری انحرافی و گاهی قهقرایی داشته است که در این مقال فرصت ذکر مثال نیست.
ب – تعریف دوم از علم تعریفی است که از منابع اسلامی استفاده می‌شود و بر اساس این تعریف علم نور است و خداوند آن نور را در قلوب کسانی قرار می‌دهد که می‌خواهد (یا شایستگی دارند). «اَلعِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ الله فی قُلُوب مَن یَشاء» و گاهی به صورت قدرت تشخیص به کسانی داده می‌شود که خود نگهداری خداگونه داشته باشند «وَ مَن یَتَقِ الله یَجعَل لَکُم فُرقاناً» و قطعاً ارکان اصلی علم در دست کسانی است که خداوند آنان را راسخون در علم شمرده است و آنان از پایداران و تیزبینان و حقیقت بینان این عالمند و بر اساس اتفاق آراء محدثین و مفرسین، این دسته کسان جز ائمه اطهار علیهم‌السّلام نیستند.

علی ایحال راه‌های وصول به علم با تعریفی که گذشت منحصر به طرق ذیل است:

1- راه مستقیم بی‌پیرایه و بی‌شائبه و بی‌تردید وحی که از سوی پروردگار عالمیان به عنوان علم مطلق و به وسیلۀ فرشتۀ ویژۀ وحی بر پیامبران و معصومین از غیر پیامبران مطالبی گفته می‌شده و یا حقیقتی برای آنان عیان می‌گردیده است که علم محض و بدون ضرورت تکمیل و تجدیدنظر و ازلی و ابدی بوده و برای همیشه تاریخ نظریه‌ای معتبر و ماندگار است.
2- از طریق الهام و اشراق خداوند به کسانی که دارای قلبی پاک و ضمیری روشن و نیکخواه هستند مطالبی می‌دهد که بر حسب گنجایش و وسعت خواست و نظر آنان رهگشای راهی از مسیرهای مورد نیاز زندگی است، چه کوتاه چه بلند، چه جزئی و چه کلی، به هر حال این علم محض و از مبدأ علم مطلق است و نمی‌توان گفت تکرار تجربیات بشر در تاریخ موجب ضرورت تجدیدنظر در این نوع از آگاهی خواهد شد.
3- علمی که به صورت غریزه و انجام رفتار ناخودآگاه خداوند در موجودات ذی‌حیات روی کرۀ زمین به ودیعه نهاده است و به وسیلۀ آن آگاهی، نیاز خود را تأمین می‌کنند و خود را با سرد و گرم طبیعت می‌سازند و به حیات نسل خود ادامه می‌دهند و از خود دفاع می‌کنند و برای خود لانه می‌سازند و در دل خاک برای زمستان خود توشه انبار می‌کنند.
این علم نیز قطعی و ماندگار است و چون از منبع علم مطلق دریافت شده است لازم به تکمیل و تجدیدنظر نیست – مار همیشه از پونه فرار می‌کند (به عنوان گیاه ضد سم) و گربه همیشه از سنبل‌الطیب استفاده می‌کند برای رفع دل درد و مسکّن گربه قرن بیستم به دیکلوفناک روی نمی‌آورد و ببر با خوراک نروک مانع زایمان خود می‌شود و به قرص ضدبارداری اعتنا نمی‌کند و...
بنابراین با تعریفی که از علم گذشت آن علمی همه سونگرتر و ژرف‌اندیش‌تر و سازگارتر است که با وحی و الهام ارتباط تنگاتنگ‌تری داشته باشد و از سرچشمۀ الهام و اشراق بهره‌مند و با قوانین طبیعی حاکم بر سرشت جهان و هستی و جهانیان منطبق‌تر باشد، در این صورت این علم مفید، کارا، مشکل‌گشا، ساده و غیرقابل تجدیدنظر و منطبق با عقل و اندیشه و بی‌زیان و عوارض جانبی و موافق روح و روان و طبیعت جسم آدمی خواهد بود و اگر بخواهیم این تعریف را تطبیق دهیم فقط در علمی می‌یابیم که منتسب به اسلام عزیز و مرتبط به پیامبران و ائمه علیهم‌السّلام است.

ویژگی‌های عمومی رفتارهای درمانی در طب اسلامی

در اندیشۀ اسلام انسان اسوۀ خلقت و عصارۀ جهان و به تعبیری کامل‌تر انسان خودِ جهان است و بر اساس این تعریف انسان محور و مدار اصلی است و از مجموعه سیارات و فلکیات و خورشید و ماه و ستارگان و امواج ساطع شده از آنان تأثیر می‌پذیرد و از تمامی شرایط حاکم بر محیط زیست و معیشت اعم از مادی و معنوی و حیوانی و نباتی آسمانی و زمینی، ریز و درشت و خرد و کلان بهره می‌گیرد و از سوی دیگر استعداد و گنجایش و توان او به گونه‌ای است که می‌تواند بر تمامی ارکان خلقت مسلط و چیره گردد و جهان را به تسخیر مادی و معنوی خود در آورد.
و با این همه باید همسان و هم‌آوا با تمامی موجودات خلقت به سوی خداوند تعظیم کند و با خضوع و خشوع به حمد و تسبیح او سبحانه و تعالی و تابع و تسلیم امر او سر به سجدۀ عبادت بساید.
از این جهت رفتارهای درمانی مناسب انسان اسلام رفتاری است دارای ویژگی‌های عمومی ذیل که به ضرورت تصویرپردازی و خلاصه‌نگاری در این مقال به ترتیب ذیل بیان می‌گردد که در ادامه مطلب گذاشتم
خوب برای دانستن بیشتر در این زمینه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
ادامه نوشته

هموروئید

هموروئید

هموروئید از جمله بیماریهای بسیار شایعی است که تقریبا در ۷۰ درصد افراد بالای سی سال دیده می شود. هموروئید حاد در هر سنی مشاهده می شود اما درصد پیدایش آن در میان جوانان و افراد میانه سال بیشتر از پیرها و در بین سفیدپوستان و افرادی که متعلق به اقشار مرفه جامعه هستند بیشتر از رنگ پوستان و اقشار دیگر جامعه می باشد.

هموروئید یک بیماری بسیار شایع است ( تا  ۵۰  سالگی دست کم  ۵۰  درصد مردم آن را تجربه کرده اند ) علت های متعددی دارد . فشار ناشی از حاملگی و زامیان عمده ترین دلیل بروز هموروئید  در زنان جوان است .

یبوست ، به خصوص یبوست شدید و طولانی که با زور زدن هنگام دفع همراه است ، اسهال ، مصرف مداوم ، و زیاد ملین ها ، حالات ایستادن و نشستن های طولانی و  تغذیه ناکافی با مواد فیبری ، عدم تحرک کافی که منجر به کاهش قدرت عضلانی عضلات ناحیه ی لگن می شود و عوامل زمینه ای یا ژنتیکی از علل ایجاد هموروئید  هستند .

مشخص گردیده است که در افراد مبتلا به هموروئید  داخلی فشار داخلی ناحیه مقعد در حال استراحت بیش از میزان طبیعی بوده و همراه با امواج غیرطبیعی است . 

بسیاری از بیماران هموروئیدی دارای منشاء ارثی از طرف خانواده مادری هستند.

هموروئید، مکانیسم و علل پیدایش آن
به اتساع وریدهای انتهایی راست روده که با ایجاد گره همراه است هموروئید گفته میشود. این بیماری برای اولین بار توسط بقراط پدر علم پزشکی Hemorrhoids ــ خونریزی نامیده شد، اما با توجه به اینکه خونریزی فقط در ۲۸ تا ۴۸ درصد بیماران مشاهده می شود اصطلاح هموروئید تنها در برگیرنده بخشی ازحقیقت مربوط به این بیماری است.

افزایش فشار و اختلال در خروج خون از گره های هموروئیدی موجب احتقان شبکه هموروئیدی و ایجاد بیماری می شود. مکانیسم اصلی آن را می توان در دو دسته گروه بندی نمود:

                                   
http://www.gihealth.com/images/imgHemorrhoid2.gif

جریان خون وریدی در بافت ها نه تنها در اثر انقباض عضلات صاف دیواره سیاهرگها (به شکل غیر ارادی) بلکه بیشتر در نتیجه انقباض عضلات مخطط (به گونه ارادی) می باشد. ۱ــ کاهش ظرفیت انتقالی وریدهای شبکه هموروئیدی ۲ــ افزایش ورود خون شریانی به گره های هموروئیدی که هماهنگ با ظرفیت خروجی و طبیعی سیاهرگها نیست.

برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید...

ادامه نوشته