طب از نوع ابوعلي سينا

گروهی بر این عقیدهاند که مجموعۀ تفکرات و نبشتارهای دانشمندان پس از اسلام در ایران را طب اسلامی بنامند و این جمعیت دانشمند، عمر تفکراتشان تا نیمۀ اول قرن چهاردهم ادامه دارد و اگر این تعریف را مصداق درست طب اسلامی بنامیم نگارنده بیش از هزار و دویست عنوان کتاب از این متفکران پیرامون طب شناسایی کرده و در یک کتابشناسی گرد آورده است. اگر از من بپرسند که آیا این مجموعه تفکرات که نتایج درمانی نیز دربردارد طب اسلامی است، خواهم گفت، نه – چون علیرغم وجود بخش عمدهای ازدستورات مذهب درلابلای روشهای تشخیص وتداوی ودرمان علما و حکما و بهرهگیری از امدادهای غیبی و معنوی و ساماندهی دستورات و رفتارهای ائمه دین به صورت رفتارهای درمانی یک روش درمان کاملاً مذهبی و اسلامی نیست و شالودۀ آن بر طب تجربی یونانی استوار است و از اعتقادات مذهبی و تجربیات مردمی و تتبعات و ابتکارات شخصی حکما نیز برای تکمیل آن استفاده شده است.
ب- عقیدۀ دومی وجود دارد که اسلام دین کامل است و برای زندگی انسان برنامۀ جامعی دارد و اگر مذهبی برای نجات انسان از عمق رذالت و خفت برنامهای دارد و میتواند او را تا اوج فلاح و سعادت برساند، پس یقیناً تحقق این برنامۀ روحی بدون وجود یک برنامۀ جسمی میسر نیست و بر اساس این دیدگاه از همان پیامبران و امامانی که درمان روح را دادهاند درمان جسم را نیز جویا شدند.
و بنابراین تعریف دیگری از طب اسلامی مطرح است و آن اینکه برآیند مجموعه دستورات مذهب مندرج در قرآن کریم و منابع احادیث و روایات که به صورت مستقیم از رابط وحی نقل شده و یا از ادیان پیامبران و ائمه علیهمالسّلام استفاده شده است و یا در رفتارها و اخلاق آنان مشاهده گردیده و برای ما نقل شده است، طب اسلامی است و ساماندهی آن در قالب یک مجموعه و مکتب درمانی راهگشای بشریت در درمان بیماریهای جسم و روان خواهد بود.
ج- نظریۀ سومی نیز هست که میتوان گفت نظریۀ حاکم است و میگوید اساساً در اسلام طب وجود ندارد و درمان مبتنی بر تحقیق و تجربه است و اسلام مردمان را در این زمینه به خود واگذاشته است و بُرد علم را بیش از بُرد وحی میداند و تفکرات پیامبران را در بُعد جسم موقوف به زمان ابلاغ رسالت آنان میپندارند و وسعت زمانی برای آن قائل نیستند، البته این گروه غالباً برای سایر تفکرات اسلام در بُعد تربیت روح و روان و یا روابط اجتماعی و حقوقی وی نیز قائل به تبعیت محض از دین نیستند.
این اعتقاد موجب شده است تا نگاهی جامع از روی تحقیق و تفحص به دستورات اسلام افکنده نشده و از سر اعتقاد مورد بررسی قرار نگیرد و تفکرات و اندیشۀ طب اسلامی قالب و نظام نیافته و سامانی نداشته باشد و رهنمودهای نجاتبخش اسلام بسان دری ارزشمند و شفابخش در خرابههای جهل و فراموشی و عناد در گوشه کنارههای تاریخ دفن گردد.
امید قطعی ما این است که نسل انقلاب اسلامی در دهۀ سوم به منابع معتبر مذهبی روی آورد و دستورات مذهب در زمینۀ درمان را جمعآوری و سامان دهد و با بیان علم، آن را کاربردی سازد و با وضع قوانین مناسب و ایجاد بستر فرهنگی شایسته در رفتارهای اجتماعی مسلمانان جاری و ساری سازد.
و اینک فرصت را غنیمت شمرده و تصویری خلاصه و جامع از رفتارهای درمانی در طب اسلامی را تقدیم میداریم، باشد تا فرصتی پدید آید و تمامی نکات ظریف بحث به صورت مبسوط و مستدل هر کدام در قالب پِژوهشی مستقل به جامعۀ علمی ارایه گردد.

آیا رفتارهای درمانی اسلام
علمی است؟
قبل از ارائه این توضیح لازم است تعریفی از علم ارایه گردد. اگر تعریفی گویا و جامع از علم را از مجموعه تعاریف موجود جویا شویم به این پاسخها خواهیم رسید.
الف- برآیند تفکرات بشر در طول تاریخ و تبلور تجربیات وی را علم گویند. بر اساس این تعریف ممکن است کاوش فکری و تلاش بشر منجر به کشف قانون قطعی حاکم بر روابط اجتماعی، نظام طبیعت، شالودۀ خلقت و روابط اجزاء ماده بشود و یا برعکس به لحاظ عدم توان استیلا بر کلیت حاکم بر جهان به نکتهای توجه کرده و عمیق شود و دقت و تمرکز او بر یک نقطه، او را از توجه به روابط و ضوابط حاکم بر نظام کلان هر موجود و ارتباط آن با جهان هستی بازدارد و از فهم قوانین حاکم بر آن غافل بماند و علم با چنین تعریفی همیشه در حال تحول است که برخی این تحول را رشد مینامند و به نظر نگارنده همه جا این تحول رشدآمیز نبوده و چه بسا سیری انحرافی و گاهی قهقرایی داشته است که در این مقال فرصت ذکر مثال نیست.
ب – تعریف دوم از علم تعریفی است که از منابع اسلامی استفاده میشود و بر اساس این تعریف علم نور است و خداوند آن نور را در قلوب کسانی قرار میدهد که میخواهد (یا شایستگی دارند). «اَلعِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ الله فی قُلُوب مَن یَشاء» و گاهی به صورت قدرت تشخیص به کسانی داده میشود که خود نگهداری خداگونه داشته باشند «وَ مَن یَتَقِ الله یَجعَل لَکُم فُرقاناً» و قطعاً ارکان اصلی علم در دست کسانی است که خداوند آنان را راسخون در علم شمرده است و آنان از پایداران و تیزبینان و حقیقت بینان این عالمند و بر اساس اتفاق آراء محدثین و مفرسین، این دسته کسان جز ائمه اطهار علیهمالسّلام نیستند.
علی ایحال راههای وصول به علم با تعریفی که گذشت منحصر به طرق ذیل است:
1- راه مستقیم بیپیرایه و بیشائبه و بیتردید وحی که از سوی پروردگار عالمیان به عنوان علم مطلق و به وسیلۀ فرشتۀ ویژۀ وحی بر پیامبران و معصومین از غیر پیامبران مطالبی گفته میشده و یا حقیقتی برای آنان عیان میگردیده است که علم محض و بدون ضرورت تکمیل و تجدیدنظر و ازلی و ابدی بوده و برای همیشه تاریخ نظریهای معتبر و ماندگار است.2- از طریق الهام و اشراق خداوند به کسانی که دارای قلبی پاک و ضمیری روشن و نیکخواه هستند مطالبی میدهد که بر حسب گنجایش و وسعت خواست و نظر آنان رهگشای راهی از مسیرهای مورد نیاز زندگی است، چه کوتاه چه بلند، چه جزئی و چه کلی، به هر حال این علم محض و از مبدأ علم مطلق است و نمیتوان گفت تکرار تجربیات بشر در تاریخ موجب ضرورت تجدیدنظر در این نوع از آگاهی خواهد شد.
3- علمی که به صورت غریزه و انجام رفتار ناخودآگاه خداوند در موجودات ذیحیات روی کرۀ زمین به ودیعه نهاده است و به وسیلۀ آن آگاهی، نیاز خود را تأمین میکنند و خود را با سرد و گرم طبیعت میسازند و به حیات نسل خود ادامه میدهند و از خود دفاع میکنند و برای خود لانه میسازند و در دل خاک برای زمستان خود توشه انبار میکنند.
این علم نیز قطعی و ماندگار است و چون از منبع علم مطلق دریافت شده است لازم به تکمیل و تجدیدنظر نیست – مار همیشه از پونه فرار میکند (به عنوان گیاه ضد سم) و گربه همیشه از سنبلالطیب استفاده میکند برای رفع دل درد و مسکّن گربه قرن بیستم به دیکلوفناک روی نمیآورد و ببر با خوراک نروک مانع زایمان خود میشود و به قرص ضدبارداری اعتنا نمیکند و...
بنابراین با تعریفی که از علم گذشت آن علمی همه سونگرتر و ژرفاندیشتر و سازگارتر است که با وحی و الهام ارتباط تنگاتنگتری داشته باشد و از سرچشمۀ الهام و اشراق بهرهمند و با قوانین طبیعی حاکم بر سرشت جهان و هستی و جهانیان منطبقتر باشد، در این صورت این علم مفید، کارا، مشکلگشا، ساده و غیرقابل تجدیدنظر و منطبق با عقل و اندیشه و بیزیان و عوارض جانبی و موافق روح و روان و طبیعت جسم آدمی خواهد بود و اگر بخواهیم این تعریف را تطبیق دهیم فقط در علمی مییابیم که منتسب به اسلام عزیز و مرتبط به پیامبران و ائمه علیهمالسّلام است.
ویژگیهای عمومی رفتارهای درمانی در طب اسلامی
در اندیشۀ اسلام انسان اسوۀ خلقت و عصارۀ جهان و به تعبیری کاملتر انسان خودِ جهان است و بر اساس این تعریف انسان محور و مدار اصلی است و از مجموعه سیارات و فلکیات و خورشید و ماه و ستارگان و امواج ساطع شده از آنان تأثیر میپذیرد و از تمامی شرایط حاکم بر محیط زیست و معیشت اعم از مادی و معنوی و حیوانی و نباتی آسمانی و زمینی، ریز و درشت و خرد و کلان بهره میگیرد و از سوی دیگر استعداد و گنجایش و توان او به گونهای است که میتواند بر تمامی ارکان خلقت مسلط و چیره گردد و جهان را به تسخیر مادی و معنوی خود در آورد.و با این همه باید همسان و همآوا با تمامی موجودات خلقت به سوی خداوند تعظیم کند و با خضوع و خشوع به حمد و تسبیح او سبحانه و تعالی و تابع و تسلیم امر او سر به سجدۀ عبادت بساید.
از این جهت رفتارهای درمانی مناسب انسان اسلام رفتاری است دارای ویژگیهای عمومی ذیل که به ضرورت تصویرپردازی و خلاصهنگاری در این مقال به ترتیب ذیل بیان میگردد که در ادامه مطلب گذاشتم
خوب برای دانستن بیشتر در این زمینه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...



مایکل جوزف جکسونموسیقیدان، بازرگان، خواننده، ترانه نویس، رقصنده، بازیگر، طراح رقص، شاعر و فعال حقوق بشر آمریکایی و یکی از 