استخوان

http://www2.gvsu.edu/~schnizlk/bone111.gif
Z-R:با سلام قبل از اینکه این پست رو شروع کنم میخوام چند لحظه خودتون رو بدون استخون فرض کنید...
خب حالا بریم سر مطلب
استخوان‌بندی یا اسکلت انسان آن بخش از بدن انسان است که از جنس استخوان بوده و به عنوان نگهدارنده قطعات بدن به یکدیگر عمل می‌کند.

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند.

دو نوع اسکلت وجود دارند :

داخلی
خارجی

جانوران دارای اسکلت خارجی معمولاً جثه‌های کوچکی دارند.

در عوض امروزه بزرگ‌ترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی ازاستخون غضروف و یا هر دو باهم است. یا

اسکلت بدن از تعداد زیادی استخوان تشکیل شده است که بعضی از آنها فرد و بعضی دیگر زوج هستند. استخوانها از نظر شکل و اندازه بسیار متفاوت می‌باشند ولی بطور کلی آنها را به 5 گروه اصلی می‌توان تقسیم‌بندی کرد.
  1. استخوانهای مداز : استخوان مداز ، از یک تنه تقریبا استوانه‌ای با یک قسمت پهن در دو انتها تشکیل شده‌اند. این گروه بیشتر استخوانهای اندامهای فوقانی و تحتانی را در بر می‌گیرد.
  2. استخوانهای کوتاه : از نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند ولی بطور کلی می‌توان آنها را به شکل مکعب در نظر گرفت. این گروه استخوانهای قسمت پروکسیال دست و پا را در بر می‌گیرند که به ترتیب استخوانهای کارپال و تارسال نامیده می‌شوند.
  3. استخوانهای پهن : استخوانهای پهن در مقایسه با قطرشان سطح پهن دارند و شامل استخوان های سخت جمجمه و دنده‌ها می‌باشند.
  4. استخوانهای نامنظم : استخوانهای نامنظم در نظر شکل تفاوتهای زیادی باهم دارند و در هیچکدام از گروههای فوق قرار نمی‌گیرند و شامل استخوانهایی می‌شوند که ستون فقرات و بعضی از استخوانهای جمجمه را تشکیل می‌دهند.
  5. استخوانهای سزامویید (کنجدی) : این استخوانهای در تاندونهای نزدیک مفاصل ظاهر می‌شوند مهمترین استخوان این گروه ، استخون کشکک می‌باشد.

ساختمان استخوان

استخوان بافتی است همبندی ، که از سخت‌ترین بافت های بدن انسان بشمار می‌رود. استخوان از یک ماده بنیادی آلی که در نمکهای غیر آلی ذخیره شده‌اند تشکیل شده است. سختی استخوان به سبب وجود همین نمکهای غیر آلی است که تقریبا 60% وزن کل استخوان را تشکیل می‌دهند. این نمکها عمدتا شامل کلسیم ، فسفات و مقداری منیزیم و کربنات می‌باشند. خارج کردن نمکهای کلسیم از یک استخوان با قرار دادن استخوان در اسید معدن رقیق امکان پذیر است.

شکل استخوان پس از خارج کردن نمکهای کلسیم بهم نمی‌خورد ولی نرم می‌شود. به‌طوریکه مثلا یک استخوان دراز را آنقدر می‌توان خم کرد که دو انتهای آن به هم برسند. یک غشای همبندی به نام پریوستیوم periosteum سطح خارجی استخوانها را می‌پوشاند. این غشا در مفاصل حرکتی که با غضروف مفصلی پوشانده شده‌اند، وجود دارد. پریوستیوم محتوی یک شبکه عروق خونی است که از طریق آن ، عروق به داخل استخوان نفوذ می‌کنند. در برش عرضی ، دو گونه استخوان تشخیص داده می‌شود.

استخوان متراکم

با چشم معمولی و غیر مسلح ، به صورت متراکم و بی شکل دیده می‌شود، و لایه خارجی استخوان را تشکیل می‌دهد. موقعی که استخوان متراکم زیر میکروسکوب مورد بررسی قرار می‌گیرد، واحدهایی با آرایش منظم مشاهده می‌شوند که سیستم هاورس نام دارد. سیستم هاورس از قسمتهای ریز تشکیل شده‌است.
  1. یک حفره مرکزی (مجرای هاورس) که محتوی اعصاب و عروق است.
  2. دوایر متحدالمرکز استخوانی (لاملا) که حفره مرکزی را احاطه کرده‌اند.
  3. لاکونا به فضاهای بین لاملا که محتوی سلولهای استخوانی هستند گفته می‌شود.
  4. کانالیکولها ، مجاری باریکی هستند که لاملا عبور کرده و به لاکوما وصل می‌شوند. از میان همین مجاری است که مواد غذایی بوسیله رگها به داخل مجرای هاورس پخش می‌شوند.
مابین سیستم‌های هاورس مجاور ، لاملاهای دیگر به نام لاملاهای میان بافتی وجود دارند. و دورتادور محل استخوان توسط لاملاهای دیگری به نام لاملاهای محیطی احاطه شده است. مجاری هاورس مجاور هم ، به وسیله مجاری عرضی باریکه (مجاری ولکمن Volkmann's canal) به یکدیگر متصل می‌شوند و از میان همین مجاری است که رگها از یک سیستم هاورس به سیستم دیگر راه می‌یابند. گرچه استخوان متراکم با چشم معمولی بی شکل به نظر می‌آید، ولی می‌توان فضاهایی را در آن مشاهده کرد که تفاوت عمده میان استخوان متراکم و اسفنجی در اندازه همین فضاهاست.
ادامه نوشته

استخوان

http://www.med.uio.no/imb/anatomi/immunobiolab/research-groups/rolstad/publications/2009/BoneMarrow.gif


http://www.merriam-webster.com/art/med/bone.gif

http://etc.usf.edu/clipart/35700/35712/cartilage_ox_35712_lg.gif
سیستم هاورس

http://www.uic.edu/classes/bios/bios100/labs/bone1.jpg

http://www.tpub.com/content/armymedical/MD0007/MD00070064im.jpg
http://www.fesupanallah-dizisi.com/wp-content/uploads/2009/12/bone-diseases.jpg

http://www.bcb.uwc.ac.za/Sci_Ed/grade10/mammal/images/bone1.gif
http://www.bonefromblood.org/images/msc2.jpg

http://www.rajeun.net/images/BoneAge1.jpg

http://waynejoseph.files.wordpress.com/2010/02/bone-health-photo.jpg


http://www.kmhlawyers.com/wp-content/uploads/2010/02/Medical-malpractice-page.jpg

با سلام به همه ی شما در این پست به ده دستاورد علم پزشکی در سال 2009میپردازیم

سال‌های طولانی است كه بشر با طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها دست و پنجه نرم می‌كند كه شاید تا چند دهه قبل، غلبه قطعی بر آنها دور از ذهن به نظر می‌رسید. سرطان و به خصوص سرطان خون، نابینایی، كم‌بینایی و مشكلات حاد ریوی كه معمولا به مرگ بیماران منجر می‌شد، از جمله این بیماری‌ها به شمار می‌آیند. سال 2009 در حالی به پایان راه خود رسیده است كه طی آن مجموعه‌ای ارزشمند از دستاوردهای علمی پزشكی حاصل شده كه نتیجه آنها چیزی نیست جز امیدواری بسیاری از بیمارانی كه هیچ‌گاه امیدی به بازگشت به زندگی عادی نداشته‌اند. در این گزارش با گلچینی از این مجموعه‌ كه از سوی نشریه معتبر علمی ‌پاپیولار ساینس ارائه شده است آشنا می‌شویم.

دستگاهی برای شش‌های‌ بیماران

نزدیك به 10 میلیون آمریكایی كه از بیماری‌های مزمن ریوی رنج می‌برند، صرفا با كمك دستگاه‌های مختلف كمك تنفسی به حیات خود ادامه می‌دهند. Lung Flute نیز چنین كمكی به بیمار ریوی می‌كند با این تفاوت كه با ارسال لرزش‌های 16 هرتزی به درون قفسه سینه بیمار موجب از جا كنده شدن مخاط‌های آزاردهنده از شش‌ها می‌شود و در نتیجه تنفس راحت‌تری را برای بیمار به ارمغان می‌آورد. با توجه به این‌كه این فناوری نوین از سوی سازمان غذا و داروی آمریكا نیز تأیید خواهد شد، شمار قابل توجهی از بیماران از آن استفاده خواهند كرد.

دستگیره دری كه هرگز آلوده نمی‌شود


استفاده از دستگیره در Purleve Hygienic در اماكنی نظیر دستشویی‌ها به بهبود وضعیت بهداشتی بیمارستان‌ها و اماكنی از این دست كمك زیادی می‌كند. محققان دریافته‌اند كه دستگیره درها، از جمله نقاطی هستند كه حجم قابل توجهی از میكروارگانیسم‌های بیماری‌زا را در خود نگه می‌دارند. این سیستم جدید هزاران غلاف پلاستیكی استریل شده قرقره‌ای شكل در خود دارد. پس از آن‌كه شخصی از دستگیره استفاده می‌كند، موتور كوچكی كه در دل آن جاسازی شده است، غلاف رویی دستگیره را به درون دستگیره می‌كشد و به جای آن غلاف استریل شده تازه‌ای روی سطح دستگیره قرار می‌گیرد. هریك از این غلاف‌ها دارای عامل ضد میكروبی موسوم بهMicroban هستند كه تا 9/99 درصد میكروارگانیسم‌های خطرناك و بیماری‌زای ساكن روی دستگیره را از بین می‌برند و در عین حال مانع از آن می‌شوند كه غلاف‌های استفاده شده سایر غلاف‌های استریل و استفاده نشده را آلوده كنند.

مدرن‌ترین بیمارستان جهان

بدون تردید قرار گرفتن بیمارستانEl Camino در منطقه «سیلیكن ولی» آمریكا و این‌كه این بیمارستان مدرن‌ترین ساختمان پزشكی و درمانی جهان به شمار می‌آید، 2 مقوله كاملا مرتبط با هم هستند چون در سیلیكن ولی، هر چیزی حتی ساختمان‌ها از نوع فوق مدرن به حساب می‌آید. این بیمارستان با هزینه خیره‌كننده 470 میلیون دلار ساخته شده و در آن طیف گسترده‌ای از آخرین پیشرفت‌های پزشكی و فناورانه دیده می‌شود.

بخشی از این پیشرفت‌های فناورانه به به‌كارگیری ربات‌هایی مربوط می‌شود كه در خدمت جراحان هستند و ابزار مورد نیازشان را در اختیار آنها قرار می‌دهند. جراحی‌هایی كه با استفاده از ربات‌های جراح قابل كنترل از راه دور انجام می‌شود نیز بخش دیگری از این فناوری‌ها به شمار می‌آیند. بیمارانی كه در این بیمارستان بستری می‌شوند و تحت درمان قرار می‌گیرند پیش از هر كاری باید با قرار دادن كف دست خود روی صفحه مخصوصی به دقت شناسایی شوند. به عبارت دیگر، ثبت اطلاعات بیماران در این بیمارستان صرفا به این ترتیب صورت می‌گیرد. تمامی ‌این فناوری‌ها را به رایانه‌های مقاوم در برابر آلودگی و عفونت اضافه كنید تا مجموعه ابتكارات علمی ‌و فناورانه به كار گرفته شده در این بیمارستان تكمیل شود. با استفاده از فناوریWi-Fi نتایج معاینات انجام‌ شده از بیماران و علائم حیاتی شان در اختیار پزشكان، پرستاران و یك سرور مركزی قرار می‌گیرد. نكته جالب دیگر این است كه هر یك از كارمندان این بیمارستان در لباس خود دستگاه صوتی كوچكی دارد كه در صورت نیاز به آنها در هر یك از بخش‌های بیمارستان، از طریق این دستگاه به آنها اطلاع‌رسانی می‌شود و از این رو درEl Camino خبری از استفاده از بلندگوهای سراسری و آلاینده صوتی نیست.

ادامه نوشته

تفکری حول پیدایش

http://www.uwomeds.com/uwomj/v78n3/geneticscover.jpg



تمام اشکال حیات از حیاتی از همان نوع

مقصود ما از پیوستگی ژنتیکی این است که نه تنها تمام زندگی از زندگی زاییده می شود «قانون زیست زایی» بلکه خاص تر از این که هر موجود زنده ای از یک یا دو والد هم گونه خویش پدید می آید. از این رو خصوصیات خود را در یک دودمان بی وقفه از نیاکان خویش، تا شروع گونه مربوطه در زمین و نظریه تکامل، از شروع تمام اشکل حیات در زمین ارث برده است.

نظر مربوط به پدیدآمدن ابنای موجودات زنده از والدینی از نوع خود، نظری به قدمت خود بشر است، اما طی سده های بسیار این اعتقاد که آنها تنها از هیمن راه به وجود می آیند تردید وجود داشت. در سفر پیدایش، به وقت نقل داستان خلقت چنین آمده است که هر موجودی «از همان نوع خودش پدید می آید». ارسطو در نوشته های خویش که قدمت آنها به چهارمین سده پیش از میلاد مسیح می رسد، نظر ویژه تری دارد. در اثر خویش موسوم به تولید جانوران می نویسد:

«در جریان عادی طبیعت، زاده هایی که یک نر و ماده از همان نوع تولید می کنند موجود نر یا ماده از همان نوع است ـ برای مثال زاده سگ نر یا سگ ماده سگی نر یا ماده است».

اما کتاب مقدس به این اعتقاد عمومی توسل می جوید که اشکال ابتدایی حیات می توانند از راهی دیگر پدید آیند، مانند زمانی که شمشون «زنبورها» را در جسد شیری می یابد که خود کشته بود. ارسطو نیز به زایش خودبخودی موجودات زنده اعتقاد داشت، آنجا که در تاریخچه جانوران می گوید:

برخی گیاهان از دامنه گیاهان به وجود آمده اند، در حالی که سایر گیاهان از شکل گیری برخی عناصر اصلی مشابه دانه به وجود می آیند... پس در رابطه با جانوران، برخی از حانوران والد مطابق نوع خود سرچشمه می گیرند در حالی که بقیه به طور خودبخودی و نه از نسل موجود پدید می آیند؛ و برخی از این موارد پیدایش خودبخودی از مواد گیاهی و یا خاک در حال فساد پدید می آید و این در مورد پیدایش خودبخود تعدادی از حشرات مصداق دارد. در حالی که بقیه از راه زایش خودبخودی در درون بدن جانوران از ترشحات چندین اندام آنها پدید می آیند.

پیش از پذیرش این دیدگاه که وراثت از نوعی مکانیسم زیست شناختی نتیجه می شود، شبح زایش خودبخودی باید پایین کشیده می شد. از نظر ارسطو (بزرگترین زیست شناسی روزگار باستان) و تمام آنهایی که بدون شک تا سال 1600 یا دیرتر از نظریه های وی پیروی کردند، الگوی تحول را با علت غایی و علت صوری تبیین می کردند، که اولی نهایت آنچه موجود زنده برای آن وجود داشت و دومی لوگوس یا سرشت ذاتی آن بود. از چهار علت (ذکر شده) توسط فیلسوف یونانی، علت مادی توسط والد ماده و علت انگیزه (مؤثر) توسط والد پدری فراهم می شد. این دو علت مواد و انرژی برای موجود فراهم می کنند؛ ولی هیچ نشانه ای از اینکه علت صوری به طریقی از والدین منتقل شود وجود ندارد. بلکه بیشتر همبسته علت غایی است و در خود سرشت چیزها وجود دارد. از این رو با فرض وجود علل مادی و فاعلی مناسب با قدرت یک جانور خاص باید به همان سادگی که از کثافت و لجن یا ماده در حال فساد منشأ می گیرد از مواد و نیروی انرژی زای فراهم شده توسط والدینی از همان گونه منشأ گیرد.
برای مطالعه بیشتر پیرامون این نظریه به ادامه مطلب مراجعه کنید...
ادامه نوشته

ژنها

http://www.uwomeds.com/uwomj/v78n3/backcover.jpg



هر ژن از یک ژن

خط تفکری که تاکنون در مورد پیوستگی ژنتیکی ارائه شد، در تولید اشکال حیات دائماً دقیق تر شده است. زیست زایی تولیدمثل نام می گیرد؛ تولیدمثل در سطح سلولی توصیف می شود؛ تقسیم سلولی میتوز نام می گیرد؛ کروموزوم ها تقسیم طولی می یابند و یا دقیق تر همتاسازی می کنند چرا که هر کروموزوم جدید نیم کروموزوم نیست بلکه کروموزوم کامل است؛ و در نهایت عناصر سازنده کروموزوم ها، که کروماتیدهای قابل مشاهده و یا ژن های غیرقابل مشاهده باشد می توانند همتای خویش را بسازند. طی دوره ای طولانی بین سال های 1883 تا 1953، یعنی مدت هفتاد سال، پیشرفت چندانی در گسترش این مفهوم حاصل نشد. پیشرفت دانش ژنتیک به درستی روشن ساخت که می توان گفت: «هر ژن از یک ژن به وجود می آید».

اما این قیاس بر پایه شواهدی بود که نشان می داد پیوستگی ژنتیکی با تقسیم سلول ها و یا وقتی سلول های جنسی تشکیل و یا لقاح فرد جدیدی را می سازند، گسسته نمی شود. با این سطح دانش می شد گفت که یک ژن بر روی کروموزومی خاصی جای دارد ولی هنوز کسی نمی دانست که سرشت ژن چیست. ژن و همتاسازی آن مفاهیمی کاملاً انتزاعی بودند.

هر مولکولDNA از یک مولکولDNA

در دهه پس از سال 1944، وقتی معلوم شد که ماده فیزیکی وراثت بر خلاف تصور عمومی اولیه نه پروتئین بلکه داکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) است همه چیز یکسره تغییر کرد. وقتی ج.د.واتسون و اف.اچ.سی کریک در سال 1953، بر پایه شواهد شیمیایی و داده های مبتنی بر پراش پرتو X اعلام کردند که مولکولDNA یک مارپیچ دوگانه است مسئله همتاسازی دوباره جان گرفت. دو رشته DNA ستون فقره قند ـ فسفات ـ قند ـ فسفات دارند که از آنها بازهای پورین و پیریمیدن به سمت داخل و محور ماریپچ امتداد می یابند و با پیوند هیدروژنی بی بازهای آدنین دیستمین و گوانین و سیتوزین دو رشته با هم جفت می شوند. در اینجا معلوم شد که مسئله اصلی پیوستگی ژنتیکی سرشت مکانیسمی است که توسط آن DNA همتاسازی می کند.


به چند جنبه از مدل DNA و همتاسازی آن باید تأکید کرد. نخست اینکه دو رشته مارپیچ DNA مکمل هم هستند. آنها یکسان نیستند. بخشی از یک رشته که توالی ـ CATCATCAT ـ دارد در رشته مقابل توالی مکمل ـ GTAGTAGTA ـ را خواهد داشت و از هر جهتی که آن را بخواهیم از توالی رشته اول کاملاً متفاوت خواهد بود. تعادل میزان آدنین در برابر تیمینی و گوانین در برابر سیتوزین در تمام مولکول های DNA، صرف نظر از نسبت AT GC: AT، ویژگی DNA دو رشته ای و نه تک رشته ای است. به همین ترتیب برابر بازهای پورین در برابر بازهای پیریمیدن از خواص DNA دورشته ای و نه تک رشته ای است. خود همتاسازی فرآیندی نیست که بتواند در یک مرحله با DNA تک رشته ای انجام شود. DNA تک رشته ای قالبی برای رشته مکمل می سازد و جهت آن در طول مولکول معکوس است چون پیوندهای 5-3 فسفات %D

رفته رفته شواهدی یافتند که درسیتی این فرضیه را تقویت می کرد. یکی از شواهد اولیه مهم این کشف آرتور کورنبرگ (1956) بود که برای سنتز آزمایشگاهی DNA باید ذخیره ای از نوکلئوتیدتری فسفات ها در محیط وجود داشته باشد که پیوندهای فسفاته پر انرژی موجود در آنها امکان تشکیل پیوندهای استری فسفات ها را در طول زنجیره فراهم سازد. محاسبات سیروس لیونتال و اچ.آروکرین و دیگران نشان داد که انرژی لازم برای در هم تابیدن مولکول بسیار درازDNA به نحوی که از هم باز نشود خیلی زیاد نیست و فقط بخش کوچکی از انرژی در دسترس نوکلئوتیدهای تری فسفات سلول است، در حالی که زمان لازم برای این کار کوتاه است، مدلی پیشنهاد شد که مارپیچ دوگانه از یک انتها به شکل پیشرونده ای از هم باز می شود و در همان حال که باقی مولکول همچنان دست نخورده مانده است، همانندسازی رشته های از هم جدا شده شروع می شود. پل دوتی و ج.مارمور مستقل از هم دریافتند که قرار دادن DNA در معرض دمای بخرانی بالا موجب تفکیک رشته های مارپیچ دوگانه می شود و اینکه اگر این عمل با سرد کردن تدریجی دنبال شود دو رشته دوباره به هم می پیوندند. بدین ترتیب معلوم شد که هنگام سردکردن مخلوطی از آنها می توان از انواع معینی از DNA دو رگه را به وجود آورد.

برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه نوشته

سكسكه

http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/ency/images/ency/fullsize/19072.jpg   

سکسکه انقباض تشنجی و شدید ماهیچه‌های تنفسی است و با پایین رفتن غیر عادی دیافراگم و بسته شدن دهانه حنجره همراه است. انسداد دهانه حنجره باعث تولید صدای سکسکه می‌شود، این صدا در زمان عمل دم ایجاد می‌شود.

سکسکه چیزی است که بی گمان همه در طول زندگی خود با آن مواجه شده اند، هق هق های بی امانی که در صورت تداوم، فرد را مستأصل می کند و در مواردی حالت بیماری به خود می گیرد.

در زبان لاتین به سکسکه Singultus اطلاق می شود که از لغت Singult به معنی تلاش برای نفس کشیدن در حین هق هق گریه مشتق شده است.سکسکه همچنان به عنوان یکی از اسرار پزشکی باقی مانده است و تا به حال، نقش و عملکرد مفیدی برای آن شناخته نشده است.
در واقع سکسکه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مکرر عضله دیافراگم و عضلات تنفسی بین دنده ای.
سکسکه یک علامت است و نه یک بیماری، در ایجاد سکسکه دیافراگم (عضله بزرگ و نازکی که قفسه سینه را از شکم جدا می کند) و عصب فرنیک (عصبی که دیافراگم را به مغز وصل می کند) نقش دارند.

    سکسکه فشرده شدن ناگهانی و غیرارادی دیافراگم است. دیافراگم عضله اصلی تنفس است که در زیر ریه‌ها قرار گرفته است. این عمل فشرده شدن، هوا را به سرعت به درون ریه‌ها می‌کشد و دریچه واقع شده در بالای حنجره (glottis) با صدا بسته می‌شود. این بسته شدن سبب ایجاد صدای سکسکه می‌شود.

سکسکه به طور ناگهانی آغاز شده و معمولاً تنها چند دقیقه طول می‌کشد. شما ممکن است هر جایی به سکسکه مبتلا شوید و بین ۴ تا ۶۰ بار در دقیقه سکسکه کنید. سکسکه معمولاً خود به خود برطرف می‌شود.

ادامه نوشته