گروه خونی یا گروه شخصیتی!!!!!

تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که شاید گروه خونی افراد در شکل گیری شخصیت آنها موثر باشد؟

ر بسیاری از کشورها از جمله ژاپن مردم عقیده دارند که گروه خونی در شخصیت و موفقیت های شغلی نقش دارد و حتی هنگام ازدواج نیز به گروه خونی یکدیگر اهمیت می دهند.
در کشورهای غربی نیز معتقدند که گروه خونی افراد، شخصیت آنها را متاثر می سازد و به این ترتیب تفاوت های افراد را تا حدودی به تفاوت های گروه خونی آنها ارتباط می دهند.
جالب است بدانید که در جنگ جهانی دوم ، ژاپن سربازان را طبق گروه خونی آنها در یک گردان دسته بندی می کرد. این نظریه ، در نهایت برای هر گروه خونی ویژگی های خاص آن را تعیین می کند:

گروه خونی O:
این یک گروه خونی کلی و اصیل است و افرادی که این گروه خونی را دارند در سرتاسر جهان وجود دارند. به همین دلیل نیز اهداکنندگان عمومی هستند، چرا که گروههای دیگر از آن مشتق می شوند. پس همه می توانند دریافت کننده آن باشند.
افرادی که این گروه خونی را دارند از نظر ویژگی های روانشناسی و شخصیتی افرادی اجتماعی و سالم بوده ، تمایل به خوردن غذاهای گوشتی و میوه ها دارند و میل چندانی به گروه غلات ندارند.
چنین افرادی می توانند سیاستمدار، وزیر، سرمایه گذار یا ورزشکار خوبی باشند.

گروه خونی A:
گروه خونی بعدی گروه خونی Aاست که دومین رتبه را از نظر فراوانی به خود اختصاص می دهد.
چنین گروه خونی در افرادی که در آسیا و خاورمیانه زندگی می کنند، بیشتر دیده می شود. این افراد توانایی بیشتری برای مقابله با بیماری های عفونی دارند.
البته در مناطق مدیترانه ای نیز به اندازه منطقه هند و اروپایی گستردگی دارند. این افراد بیشتر به غلات و کمتر به گوشت علاقه دارند.
افرادی عموما خوشبین هستند و در کارهای گروهی سازمان دهنده ، مطیع و در عین حال نیرومند هستند. انعطاف پذیر، تودار و بدون اعمال خشونت هستند و برای کارهای حسابداری ، امور اقتصادی و مالی ، برنامه نویسی ، مهندسی کامپیوتر و نویسندگی شایسته هستند، همچنین کتابداران خوبی نیز هستند.

گروه خونی B:
افرادی که گروه خونی B دارند، علاقه مند به محصولات لبنی و گوشتی هستند و به طور کلی به محصولات کشاورزی نیز تمایل دارند. در جنوب چین بسیاری از افراد دارای این گروه خونی هستند.
این گونه افراد می توانند خود را با شرایط گوناگون وفق دهند. افرادی رک ، حساس ، دارای پشتکار، ناشکیبا و غیرقابل پیش بینی هستند.
رازدار خوبی نیستند و نمی توان اسرار خود را به آنها گفت. این افراد شایسته نویسندگی ، روزنامه نگاری ، هنر و کارهای فکری هستند و می توانند مجری یک برنامه تلویزیونی ، یک بازیکن گلف و آرایشگر خوبی باشند.

                     http://www.aftab.ir/lifestyle/images/261cebb3b93a4e96c1d9da136498222f.jpg


گروه خونی AB:
چنین افرادی ویژگی های مابین گروه های خونی A وB را دارند و در اروپای شرقی بسیار دیده می شوند. به انواع غذاها گرایش دارند.
در بیشتر شرایط و موقعیت های پیچیده ، صحبت خود را به آرامی می گویند. افرادی منطقی ، حسابگر و صادق ، محافظه کار و روراست هستند.
اگر عصبانی شوند براحتی کسی را نمی بخشند. چنین افرادی برای مدیریت ، قضاوت ، نمایندگی ، کارمندی و کارفرمایی ، هر دو مناسب هستند.
بسیاری از آنها نیز ویژگی های لازم برای معلم بودن و تدریس را دارند. البته مقایسه هایی نیز میان گروه های خونی گوناگون مطرح می شود.
افرادی که گروه خونی O دارند علاقه بیشتری به تکروی و مشاغل مدیریتی از خود نشان می دهند و خواهان استقلالند، در حالی که افرادی با گروه خونی A تمایل به فعالیت های گروهی دارند و از هماهنگی لذت بیشتری می برند.
به طور کلی گروههای خونی گوناگون موجب پرداختن یا مقاومت در برابر کارها شده ، گروهی در برابر استرس و فشارهای روحی مقاوم تر و برخی حساس تر هستند و از آنجا که بسیاری از دانشمندان زیست شناسی نیز تاثیر گروه خونی بر رفتار و کردار افراد را تایید می کنند، این مساله بتازگی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و در بسیاری از کشورها بویژه کشورهای صنعتی برای پستهای اجرایی و مدیریتی ، هنگام استخدام به نقش گروههای خونی اهمیت داده و بسیاری از جوانان بویژه خانمها نیز هنگام انتخاب همسر به گروه خونی طرف مقابل توجه می کنند تا از نظر پرداختن به کارهای گروهی ، ترجیح دادن مکانهای شلوغ به تنهایی و جاهای خلوت و تحمل استرس ، شخصی را که تناسب بیشتری با ویژگی های روحی خودشان دارد انتخاب کنند.

طب از نوع ابوعلي سينا

http://www.complementary-therapy-courses.com/wp-content/uploads/2008/07/nutrition.jpg



گروهی بر این عقیده‌اند که مجموعۀ تفکرات و نبشتارهای دانشمندان پس از اسلام در ایران را طب اسلامی بنامند و این جمعیت دانشمند، عمر تفکراتشان تا نیمۀ اول قرن چهاردهم ادامه دارد و اگر این تعریف را مصداق درست طب اسلامی بنامیم نگارنده بیش از هزار و دویست عنوان کتاب از این متفکران پیرامون طب شناسایی کرده و در یک کتاب‌شناسی گرد آورده است. اگر از من بپرسند که آیا این مجموعه تفکرات که نتایج درمانی نیز دربردارد طب اسلامی است، خواهم گفت، نه – چون علیرغم وجود بخش عمده‌ای ازدستورات مذهب درلابلای روش‌های تشخیص وتداوی ودرمان علما و حکما و بهره‌گیری از امدادهای غیبی و معنوی و ساماندهی دستورات و رفتارهای ائمه دین به صورت رفتارهای درمانی یک روش درمان کاملاً مذهبی و اسلامی نیست و شالودۀ آن بر طب تجربی یونانی استوار است و از اعتقادات مذهبی و تجربیات مردمی و تتبعات و ابتکارات شخصی حکما نیز برای تکمیل آن استفاده شده است.
ب- عقیدۀ دومی وجود دارد که اسلام دین کامل است و برای زندگی انسان برنامۀ جامعی دارد و اگر مذهبی برای نجات انسان از عمق رذالت و خفت برنامه‌ای دارد و می‌تواند او را تا اوج فلاح و سعادت برساند، پس یقیناً تحقق این برنامۀ روحی بدون وجود یک برنامۀ جسمی میسر نیست و بر اساس این دیدگاه از همان پیامبران و امامانی که درمان روح را داده‌اند درمان جسم را نیز جویا شدند.
و بنابراین تعریف دیگری از طب اسلامی مطرح است و آن اینکه برآیند مجموعه دستورات مذهب مندرج در قرآن کریم و منابع احادیث و روایات که به صورت مستقیم از رابط وحی نقل شده و یا از ادیان پیامبران و ائمه علیهم‌السّلام استفاده شده است و یا در رفتارها و اخلاق آنان مشاهده گردیده و برای ما نقل شده است، طب اسلامی است و ساماندهی آن در قالب یک مجموعه و مکتب درمانی راهگشای بشریت در درمان بیماری‌های جسم و روان خواهد بود.
ج- نظریۀ سومی نیز هست که می‌توان گفت نظریۀ حاکم است و می‌گوید اساساً در اسلام طب وجود ندارد و درمان مبتنی بر تحقیق و تجربه است و اسلام مردمان را در این زمینه به خود واگذاشته است و بُرد علم را بیش از بُرد وحی می‌داند و تفکرات پیامبران را در بُعد جسم موقوف به زمان ابلاغ رسالت آنان می‌پندارند و وسعت زمانی برای آن قائل نیستند، البته این گروه غالباً برای سایر تفکرات اسلام در بُعد تربیت روح و روان و یا روابط اجتماعی و حقوقی وی نیز قائل به تبعیت محض از دین نیستند.
این اعتقاد موجب شده است تا نگاهی جامع از روی تحقیق و تفحص به دستورات اسلام افکنده نشده و از سر اعتقاد مورد بررسی قرار نگیرد و تفکرات و اندیشۀ طب اسلامی قالب و نظام نیافته و سامانی نداشته باشد و رهنمودهای نجات‌بخش اسلام بسان دری ارزشمند و شفابخش در خرابه‌های جهل و فراموشی و عناد در گوشه کناره‌های تاریخ دفن گردد.
امید قطعی ما این است که نسل انقلاب اسلامی در دهۀ سوم به منابع معتبر مذهبی روی آورد و دستورات مذهب در زمینۀ درمان را جمع‌آوری و سامان دهد و با بیان علم، آن را کاربردی سازد و با وضع قوانین مناسب و ایجاد بستر فرهنگی شایسته در رفتارهای اجتماعی مسلمانان جاری و ساری سازد.
و اینک فرصت را غنیمت شمرده و تصویری خلاصه و جامع از رفتارهای درمانی در طب اسلامی را تقدیم می‌داریم، باشد تا فرصتی پدید آید و تمامی نکات ظریف بحث به صورت مبسوط و مستدل هر کدام در قالب پِژوهشی مستقل به جامعۀ علمی ارایه گردد.


         http://www.muslimphilosophy.com/sina/gal/avicenna-01.jpg

آیا رفتارهای درمانی اسلام علمی است؟

این سؤال که آیا رفتارهای اسلامی علمی است یا خیر، ذهن بخش عظیمی از مردم را پر کرده است و درک غیرواقعی از این حقیقت موجب انزوای ظالمانۀ آن از صحنۀ فرهنگ و اندیشه شده است و از این جهت برای تنویر فکر مخاطب سعی می‌شود تا این غبار از چهرۀ منور احکام درمانی اسلام زدوده شود.
قبل از ارائه این توضیح لازم است تعریفی از علم ارایه گردد. اگر تعریفی گویا و جامع از علم را از مجموعه تعاریف موجود جویا شویم به این پاسخ‌ها خواهیم رسید.
الف- برآیند تفکرات بشر در طول تاریخ و تبلور تجربیات وی را علم گویند. بر اساس این تعریف ممکن است کاوش فکری و تلاش بشر منجر به کشف قانون قطعی حاکم بر روابط اجتماعی، نظام طبیعت، شالودۀ خلقت و روابط اجزاء ماده بشود و یا برعکس به لحاظ عدم توان استیلا بر کلیت حاکم بر جهان به نکته‌ای توجه کرده و عمیق شود و دقت و تمرکز او بر یک نقطه، او را از توجه به روابط و ضوابط حاکم بر نظام کلان هر موجود و ارتباط آن با جهان هستی بازدارد و از فهم قوانین حاکم بر آن غافل بماند و علم با چنین تعریفی همیشه در حال تحول است که برخی این تحول را رشد می‌نامند و به نظر نگارنده همه جا این تحول رشدآمیز نبوده و چه بسا سیری انحرافی و گاهی قهقرایی داشته است که در این مقال فرصت ذکر مثال نیست.
ب – تعریف دوم از علم تعریفی است که از منابع اسلامی استفاده می‌شود و بر اساس این تعریف علم نور است و خداوند آن نور را در قلوب کسانی قرار می‌دهد که می‌خواهد (یا شایستگی دارند). «اَلعِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ الله فی قُلُوب مَن یَشاء» و گاهی به صورت قدرت تشخیص به کسانی داده می‌شود که خود نگهداری خداگونه داشته باشند «وَ مَن یَتَقِ الله یَجعَل لَکُم فُرقاناً» و قطعاً ارکان اصلی علم در دست کسانی است که خداوند آنان را راسخون در علم شمرده است و آنان از پایداران و تیزبینان و حقیقت بینان این عالمند و بر اساس اتفاق آراء محدثین و مفرسین، این دسته کسان جز ائمه اطهار علیهم‌السّلام نیستند.

علی ایحال راه‌های وصول به علم با تعریفی که گذشت منحصر به طرق ذیل است:

1- راه مستقیم بی‌پیرایه و بی‌شائبه و بی‌تردید وحی که از سوی پروردگار عالمیان به عنوان علم مطلق و به وسیلۀ فرشتۀ ویژۀ وحی بر پیامبران و معصومین از غیر پیامبران مطالبی گفته می‌شده و یا حقیقتی برای آنان عیان می‌گردیده است که علم محض و بدون ضرورت تکمیل و تجدیدنظر و ازلی و ابدی بوده و برای همیشه تاریخ نظریه‌ای معتبر و ماندگار است.
2- از طریق الهام و اشراق خداوند به کسانی که دارای قلبی پاک و ضمیری روشن و نیکخواه هستند مطالبی می‌دهد که بر حسب گنجایش و وسعت خواست و نظر آنان رهگشای راهی از مسیرهای مورد نیاز زندگی است، چه کوتاه چه بلند، چه جزئی و چه کلی، به هر حال این علم محض و از مبدأ علم مطلق است و نمی‌توان گفت تکرار تجربیات بشر در تاریخ موجب ضرورت تجدیدنظر در این نوع از آگاهی خواهد شد.
3- علمی که به صورت غریزه و انجام رفتار ناخودآگاه خداوند در موجودات ذی‌حیات روی کرۀ زمین به ودیعه نهاده است و به وسیلۀ آن آگاهی، نیاز خود را تأمین می‌کنند و خود را با سرد و گرم طبیعت می‌سازند و به حیات نسل خود ادامه می‌دهند و از خود دفاع می‌کنند و برای خود لانه می‌سازند و در دل خاک برای زمستان خود توشه انبار می‌کنند.
این علم نیز قطعی و ماندگار است و چون از منبع علم مطلق دریافت شده است لازم به تکمیل و تجدیدنظر نیست – مار همیشه از پونه فرار می‌کند (به عنوان گیاه ضد سم) و گربه همیشه از سنبل‌الطیب استفاده می‌کند برای رفع دل درد و مسکّن گربه قرن بیستم به دیکلوفناک روی نمی‌آورد و ببر با خوراک نروک مانع زایمان خود می‌شود و به قرص ضدبارداری اعتنا نمی‌کند و...
بنابراین با تعریفی که از علم گذشت آن علمی همه سونگرتر و ژرف‌اندیش‌تر و سازگارتر است که با وحی و الهام ارتباط تنگاتنگ‌تری داشته باشد و از سرچشمۀ الهام و اشراق بهره‌مند و با قوانین طبیعی حاکم بر سرشت جهان و هستی و جهانیان منطبق‌تر باشد، در این صورت این علم مفید، کارا، مشکل‌گشا، ساده و غیرقابل تجدیدنظر و منطبق با عقل و اندیشه و بی‌زیان و عوارض جانبی و موافق روح و روان و طبیعت جسم آدمی خواهد بود و اگر بخواهیم این تعریف را تطبیق دهیم فقط در علمی می‌یابیم که منتسب به اسلام عزیز و مرتبط به پیامبران و ائمه علیهم‌السّلام است.

ویژگی‌های عمومی رفتارهای درمانی در طب اسلامی

در اندیشۀ اسلام انسان اسوۀ خلقت و عصارۀ جهان و به تعبیری کامل‌تر انسان خودِ جهان است و بر اساس این تعریف انسان محور و مدار اصلی است و از مجموعه سیارات و فلکیات و خورشید و ماه و ستارگان و امواج ساطع شده از آنان تأثیر می‌پذیرد و از تمامی شرایط حاکم بر محیط زیست و معیشت اعم از مادی و معنوی و حیوانی و نباتی آسمانی و زمینی، ریز و درشت و خرد و کلان بهره می‌گیرد و از سوی دیگر استعداد و گنجایش و توان او به گونه‌ای است که می‌تواند بر تمامی ارکان خلقت مسلط و چیره گردد و جهان را به تسخیر مادی و معنوی خود در آورد.
و با این همه باید همسان و هم‌آوا با تمامی موجودات خلقت به سوی خداوند تعظیم کند و با خضوع و خشوع به حمد و تسبیح او سبحانه و تعالی و تابع و تسلیم امر او سر به سجدۀ عبادت بساید.
از این جهت رفتارهای درمانی مناسب انسان اسلام رفتاری است دارای ویژگی‌های عمومی ذیل که به ضرورت تصویرپردازی و خلاصه‌نگاری در این مقال به ترتیب ذیل بیان می‌گردد که در ادامه مطلب گذاشتم
خوب برای دانستن بیشتر در این زمینه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...
ادامه نوشته

سكسكه

http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/ency/images/ency/fullsize/19072.jpg   

سکسکه انقباض تشنجی و شدید ماهیچه‌های تنفسی است و با پایین رفتن غیر عادی دیافراگم و بسته شدن دهانه حنجره همراه است. انسداد دهانه حنجره باعث تولید صدای سکسکه می‌شود، این صدا در زمان عمل دم ایجاد می‌شود.

سکسکه چیزی است که بی گمان همه در طول زندگی خود با آن مواجه شده اند، هق هق های بی امانی که در صورت تداوم، فرد را مستأصل می کند و در مواردی حالت بیماری به خود می گیرد.

در زبان لاتین به سکسکه Singultus اطلاق می شود که از لغت Singult به معنی تلاش برای نفس کشیدن در حین هق هق گریه مشتق شده است.سکسکه همچنان به عنوان یکی از اسرار پزشکی باقی مانده است و تا به حال، نقش و عملکرد مفیدی برای آن شناخته نشده است.
در واقع سکسکه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مکرر عضله دیافراگم و عضلات تنفسی بین دنده ای.
سکسکه یک علامت است و نه یک بیماری، در ایجاد سکسکه دیافراگم (عضله بزرگ و نازکی که قفسه سینه را از شکم جدا می کند) و عصب فرنیک (عصبی که دیافراگم را به مغز وصل می کند) نقش دارند.

    سکسکه فشرده شدن ناگهانی و غیرارادی دیافراگم است. دیافراگم عضله اصلی تنفس است که در زیر ریه‌ها قرار گرفته است. این عمل فشرده شدن، هوا را به سرعت به درون ریه‌ها می‌کشد و دریچه واقع شده در بالای حنجره (glottis) با صدا بسته می‌شود. این بسته شدن سبب ایجاد صدای سکسکه می‌شود.

سکسکه به طور ناگهانی آغاز شده و معمولاً تنها چند دقیقه طول می‌کشد. شما ممکن است هر جایی به سکسکه مبتلا شوید و بین ۴ تا ۶۰ بار در دقیقه سکسکه کنید. سکسکه معمولاً خود به خود برطرف می‌شود.

ادامه نوشته

جلبك

جلبک

تعریف جلبک= ریسه داران کلروفیل داری که غذای خود را از فتوسنتز به دست می آورند
ادامه نوشته

قارچها

قارچها

ویژگی های عمومی قارچ ها

قارچ ها آوند ندارند

قارچ ها یوکاریوتی اند و پلاست ندارند

دیواره یاخته ها در قارچ ها اغلب از کیتین و سلولز ساخته شده اند

ریسه قارچها از رشته های نازکی تشکیل شده اند که به آنها هیف می گویند و مجموعه هیف ها را میسلیوم گویند

قارچ ها در هر محیطی که دارای دما، رطوبت و مواد غذایی مناسب باشد، یافت می شود.

قارچ ها را در زبان لاتین فونجی گویند.

شاخه‌ای از گیاه‌شناسی که راجع به قارچ ها بحث می‌کند، قارچ‌شناسی (میکولوژی) نام دارد. میکولوژی از واژه‌های Mykos به معنای قارچ و Logos به معنای شناخت مشتق شده است. به دانشمندی که قارچ ها را مطالعه می‌کند قارچ‌شناس یا میکولوژیست گفته می‌ شود.
ادامه نوشته

گلسنگها

گلسنگ ها

گلسنگ از یک قارچ و یک جلبک تشکیل شده که بهم در آمیخته و توده ریسه ای مشترکی را به وجود آورده و به عنوان یک مو جود زنده مستقل عمل می نمایند.
ادامه نوشته

تصاوير تك ياخته گان2

تصاویر میکروسکوپی تک یاختگان (جانورشناسی 1) براي ديدن ادامه تصاوير به ادامه مطلب رجوع كنيد.

هیدر(Hydra)

ادامه نوشته

تصاوير تك ياخته گان 1

براي ديدن ادامه تصاوير به ادامه مطلب رجوع كنيد

تصاویر میکروسکوپی تک یاختگان (آزمایشگاه جانور شناسی ١)

اوگلنا(Eglenoida)

ادامه نوشته

انيميشن در مورد باكتري ها

نیمیشن های آموزشی برای درک بهتر ساختار وعملکرد باکترها

برای مشاهده انیمیشن برروی لینک مورد نظر کلیک کنید.

سنتز پروتئین

همانندسازی DNA

رشد وتقسیم باکتری

کلون کردن پلاسمید

مقاومت به آنتی بیوتیک ها

هلیکوباکتر پیلوری و بیماری زایی آن

سیر عفونت مایکوباکتریوم توبرکلوزیس

بیماری زایی باسیلوس آنتراسیس (سیاه زخم)

لژیونلا پنوموفیلا ، لیستریا مونوسایتوژنز ، مایکوباکتریوم